این مطلب ترجمه ای از مطلب منتشر شده در سایت makeuseof.com می باشد.
این مطلب ترجمه ای از مطلب منتشر شده در سایت makeuseof.com می باشد.
5G برای دستیابی به پتانسیل کامل در زمینه هایی مانند واقعیت مجازی و تبدیل وب 3.0 به واقعیت، امر کلیدی است.
به احتمال زیاد قبلاً در یک متاورس بوده اید! ماین کرافت کسی هست؟ یا فورتنایت؟ Pokémon Go یا Roblox چطور؟ علاقه مندان واقعی متاورز که این پست وبلاگ را می خوانند، به Decentraland رفته اند، شاید حتی نمایشگاه هنر NFT خود را در آنجا میزبانی کنند.
این بسیاری از اصطلاحات جدید در پاراگراف آغازین ما است. بیایید غوطه ور شویم و سعی کنیم بفهمیم همه اینها به چه معناست و - مهمتر از همه - ارتباط آن با یک فناوری نوظهور دیگر: 5G. در واقع، ما معتقدیم که 5G یک عامل حیاتی برای متاورس و اکوسیستم توسعهدهنده دستگاه و برنامههای آن است.
اصطلاح متاورس توسط نیل استفنسون در سال 1992 در رمانش با نام «سقوط برفی» ابداع شد. این اصطلاح برای چندین دهه در اعماق برف مدفون ماند تا اینکه فیس بوک اعلام کرد که متاورس مبتنی بر واقعیت مجازی (VR) به عنوان چیز بزرگ بعدی (next big thing) خواهد بود. آنقدر بزرگ که این شرکت تریلیون دلاری به متا تغییر نام داد. اینترنت، دستگاهها و اکوسیستمهای اتصال از آن زمان در جنون بودند.
مفهوم متاورس البته متعلق به متا نیست. بنابراین بسته به اینکه از چه کسی بپرسید، معنای متفاوتی دارد. ما میتوانیم تعاریف رسمی را در اینجا به اشتراک بگذاریم، اما ترجیح میدهیم بر سه عنصر مهمی که هر یک از این تعاریف در بر میگیرند تمرکز کنیم.
اول و مهمتر از همه، فراجهان یک عنصر اجتماعی را در بر می گیرد. این تنها یک فضای مجازی نیست که در آن کاربران زمان (و پول) را به تنهایی یا با تعداد معدودی منتخب صرف می کنند. در عوض، متاورs برای طنیناندازی با بافت اجتماعی که زیربنای جامعه بشری است. هنگامی که در متاورس قرار می گیرید، شما و/یا آواتارتان می توانید با نگاه کردن به چشمان یکدیگر، زبان بدن را درک کنید و حتی ممکن است دست بدهید یا یکدیگر را در آغوش بگیرید.
دوم اینکه روایت مجازی قوی دارد. برای برخی، متاورس در یک دنیای کاملا مجازی وجود دارد که می تواند توسط ما از طریق هدست های VR مصرف شود. یک مثال در اینجا بازی Fortnite با تعامل VR متاورس با استفاده از چنین هدستهایی است. برای دیگران، این یک پایه قوی در دنیای فیزیکی دارد، اما با پوشش های دیجیتالی تجربه شده از طریق واقعیت افزوده (AR) یا واقعیت ترکیبی تعاملی تر (MR). یک مثال در اینجا Pokémon Go است که از طریق تلفن همراه یا عینک AR بازی می شود. در هر صورت، تجربیات و روشهای تعامل اجتماعی ما با محتوای مجازی مداوم به طور قابل توجهی تقویت میشود. دسترسی به دنیای مجازی متاورس و تعامل لمسی در آن توسط هر یک از این دستگاههای واقعیت توسعهیافته سه بعدی (XR) و در این میان از طریق صفحههای دو بعدی امروزی که از فناوریهای WebXR استفاده میکنند، فعال میشود.
سوم، از طریق فناوریهای جدید، مانند وب 3.0، بلاک چین، توکنهای غیرقابل تعویض (NFT)، 5G، دوقلوهای دیجیتال، هوش مصنوعی و دستگاههای XR شتاب میگیرد. درک این نکته مهم است که متاورس احتمالاً میتواند بدون بیشتر این اجزای فنی وجود داشته باشد، اما جذب و مقیاس به طور جدی با مشکل مواجه میشوند. هنگامی که در مورد اجزای سازنده متاورژن با جزئیات بیشتر بحث کردیم، چند مثال در ادامه خواهیم آورد.
بیایید عمیقاً به فناوری ای بپردازیم که اغلب در زمینه متاورس به آن اشاره می شود: وب 3.0. این اصطلاح به شدت اضافه بار/استفاده بیش از حد است، اما در اصل نمادی از ظهور یک وب غیرمتمرکز جدید است که از فناوریهای بلاک چین استفاده میکند.
چرا این مهم است؟ بحث مالکیت است. برنامه های فعلی اینترنتی، مانند پلتفرم های رسانه های اجتماعی، دارای مالکیت مرکزی هستند. بنابراین هرگونه تراکنش مالی یا هر گونه ارتقاء کد یا هر تصمیمی برای بستن آن تحت کنترل کامل شرکت مالک است.
از سوی دیگر، وب 3.0 به لطف ویژگی های غیرمتمرکز زنجیره های بلوکی، ساختار مالکیت غیرمتمرکز خواهد داشت. این شیوه جدید، چالشهای جدی از نظر بهرهوری عملیاتی و انرژی ایجاد میکند، اما با تبدیل کردن کاربران به بخش مرکزی این اینترنت جدید و اقتصاد آن، فرصتهای منحصربهفردی را ارائه میدهد. همانطور که در زیر به عنوان مثال نشان داده خواهد شد، همچنین قابلیت همکاری بین برنامهها را به همان روشی که IP قابلیت همکاری بین شبکهها و دستگاهها را ارائه میدهد، ارائه میکند.
معادل های غیرمتمرکز وب 3.0 با وب 2.0 متمرکز به سرعت در حال ظهور هستند: Filecoin یا IFPS معادل Dropbox هستند. شجاع به کروم؛ متاماسک به پی پال؛ DTube به YouTube و غیره. در حالی که برنامه های وب 2.0 توسط سیستم عامل هایی مانند ویندوز یا macOS پشتیبانی می شوند، برنامه های وب 3.0 بر روی سیستم عامل های غیرمتمرکز مانند اتریوم اجرا می شوند.
سیستم عامل Web 3.0 به عنوان لایه زیرساخت نیز شناخته می شود. برنامه های توزیع شده یا dApps را فعال می کند. اتریوم محبوب ترین اما نه تنها است. دیگر بلاک چین ها عبارتند از Solana، Polygon، Tron، Cardano و EOS.
این بلاک چین های زیرساختی می توانند یک یا چند توکن ارزشی را اجرا کنند. به عنوان مثال، بلاک چین بیت کوین تنها از یک توکن ارزش پشتیبانی می کند، خود بیت کوین. با این حال، اتریوم به چندین توکن اجازه می دهد تا در بالا اجرا شوند که هر کدام اکوسیستم ارزش خاص خود را دارند. نمونههایی از توکنهای ارزش مرتبط با متاورس که بر روی اتریوم اجرا میشوند عبارتند از SAND، MANA، AXS و GALA، که همگی به شما اجازه میدهند اقلامی را در دنیای مجازی با ارزش درک شده بخرید/بفروشید. این لایه اغلب به عنوان لایه نشانه نیز شناخته می شود.
با حرکت به سمت متاورس، این توکن ها به شما امکان خرید و فروش دارایی های ثابت و همچنین پویا را می دهند، به همین دلیل است که ما از این لایه به عنوان لایه دارایی یاد می کنیم. به عنوان مثال، در پلتفرم متاورس Decentraland می توانید از توکن MANA برای خرید، فروش یا اجاره زمین استفاده کنید. یا میتوانید هنر دیجیتالی را که در پلتفرم OpenSea خریداری کردهاید به زمین خود در Decentraland بیاورید. این امکان پذیر است زیرا هم Decentraland و هم Opensea با هم قابل اجرا هستند زیرا روی یک سیستم عامل، اتریوم اجرا می شوند.
با کنار هم قرار دادن اجزای Web 3.0 فوق، مشاهده می کنیم که یک لایه جدید معادل OSI در حال ظهور است که در بالای فناوری های شبکه سنتی ما اجرا می شود. برای فعال کردن اجرای کارآمد این پشته OSI در حال ظهور، فناوریهای شبکه زیربنایی باید یکپارچه کار کنند – به همین دلیل است که ظهور اتصال بیحد و مرز از طریق 5G بسیار به موقع است!
قبل از صحبت در مورد 5G و شبکه ها، اجازه دهید دستگاه ها را مورد بحث قرار دهیم. آنها را به عنوان پروکسی ها یا پورتال هایی بین دنیای فیزیکی و متاورژن در نظر بگیرید. امروز ما صفحه کلید و صفحه نمایش لمسی داریم که همگی به تعاملاتی نیاز دارند که باید در مقطعی یاد بگیرند. با این حال، از نقطه نظر تجربه کاربر، دستگاه های متاورس در حال ظهور فرصتی منحصر به فرد برای تعاملات شهودی تر و مصرف محتوا و اطلاعات دیجیتال به دست می دهند.
به عنوان پراکسی، این دستگاه ها باید اطلاعات را از دنیای فیزیکی به دنیای مجازی و همچنین از دنیای مجازی به دنیای فیزیکی برگردانند.
اولی - سنجش محیط فیزیکی - از طریق اکوسیستم در حال انفجار از حسگرها انجام می شود که در کل اینترنت اشیا (IoT) را تشکیل می دهند. در زمینه متاورس، اینترنت اشیا به حسگرهای Lidar، دوربینها، دستگاههای ضبط حجمی، لباسها و دستکشهای لمسی، مچبندهای عصبی یا حتی دستگاههای مشابه Neuralink متکی است.
دومی - توانایی ما برای مصرف محتوای متاورس مجازی - توسط یک اکوسیستم در حال انفجار از VR، AR، MR (که همراه با لمس و سایر تعاملات حسی، گاهی اوقات در XR گروه بندی می شوند) و همچنین دستگاه های نمایش هولوگرافی فعال می شود.
VR به شبیهسازیهای کامپیوتری جدا شده از محیطهای سهبعدی اشاره دارد که میتوان با آنها در زمان واقعی از طریق نمایشگرهای روی سر (HMD) و کنترلکنندههای بازی تعامل داشت. دستگاههای واقعیت مجازی هم در بخشهای سازمانی و هم در بخشهای مصرفکننده رشد قابل توجهی داشتهاند و محصولات محبوبی مانند Oculus Quest 2، Varjo VR-3، Playstation VR، Valve Index و HP Reverb G2 هستند.
در مقابل، AR یک نمای ترکیبی بین دنیای فیزیکی و مجازی را با قرار دادن یک تصویر تولید شده توسط کامپیوتر بر روی دید کاربر از دنیای واقعی ارائه می دهد. ابزار محبوب AR برنامههایی است که تلفن همراه شما در حال اجرا است که فیلترهای واقعیت افزوده را در اینستاگرام، اسنپ چت و تیک تاک ارائه میکند. دستگاههای AR هدفمند HoloLens 2، Lenovo’s ThinkReality و Nreal هستند. حتی Mojo Vision و InWith نیز وجود دارد که روی لنزهای تماسی AR کار میکنند - آینده تقریباً اینجاست!
MR یک پوشش مجازی بر روی دنیای فیزیکی همراه با تعامل بلادرنگ فراهم می کند. ما حتی میتوانیم آیندهای را تصور کنیم که در آن دنیای مجازی بتواند با استفاده از محرکها، دنیای فیزیکی را دوباره برنامهریزی کند. چشم اندازی که توسط تیم تحقیقاتی 6G اریکسون برای طراحی جهان های قابل برنامه ریزی مجدد - پیوستار فیزیکی سایبری - ارائه شده است.
AR و MR نیاز به تداوم فضایی دارند، به این معنی که اگر کاربر در دنیای فیزیکی حرکت کند، پوشش مجازی باید در دنیای واقعی لنگر انداخته شود. به عنوان مثال، اگر یک کاربر AR/MR از یک میز فیزیکی که روی آن یک گلدان دیجیتالی با گل قرار داده شده است دور شود، با افزایش فاصله فیزیکی بین کاربر و میز، این گلدان ها باید کوچکتر شوند.
VR ابتدا ظهور کرد زیرا می توان با رندر کردن محیط ها به شیوه ای کنترل شده با توان محاسباتی محدود به آن دست یافت. با این حال، قابلیتهای محاسباتی و اپتیک تکامل یافتهاند و AR/MR به سرعت در حال پیشرفت است. این فناوریها نزدیکترین فناوریهایی هستند که امروزه به پشتیبانی از عنصر تعامل اجتماعی متاورس داریم.
آخرین ، اما نه چندان مهم ، پیش بینی هولوگرافی در سالهای اخیر در حال افزایش است - اگرچه هنوز مشخص نیست که آیا به عنوان یک فناوری ادامه خواهد یافت. VR و AR سنتی دنیای سه بعدی را بر روی یک سطح 2D که توسط کاربر مشاهده می شود ، منتقل می کند. AR پیشرفته تر استریوسکوپی تجربه ای شبیه به هولوگرافی را نشان می دهد. هولوگرافی واقعی با استفاده از تفاوت های فاز در نور ، جهان های سه بعدی را بازآفرینی می کند. تصاویر بسیار واضح تر و درک می شوند که واقعاً سه بعدی هستند ، اما تولید نور فاز مصرف کننده درجه مصرف کننده تاکنون دشوار بوده است.
تمام دستگاههای ذکر شده در بالا برای دستیابی به مطلوبیت دستگاه از نظر راحتی و وزن با هزینه مناسب ، یک نیاز مهم دارند: آنها به شبکه های عملکردی ، قابل اعتماد و ایمن نیاز دارند. هدف این است که به همان اندازه کنترل و محاسبه وظایف ممکن به دور از دستگاه ها در لبه بارگیری شود. دستگاه ها باید به کمترین تأخیر ممکن و همچنین یک سرور لبه متصل شوند که در آن به عنوان مثال ، گرافیک ها در زمان واقعی ارائه می شوند و مانند یک کنفرانس ویدیویی به HMD پخش می شوند.
در حالی که اکوسیستم دستگاه هنوز در مراحل ابتدایی خود است ، اکوسیستم XR در حال حاضر با فناوری هایی مانند XR بی حد و مرز و CloudXR در این جهت حرکت می کند. این قابلیت های در حال ظهور چند دسترسی Edge Computing (MEC) امکان ارائه تجربیات بسیار همهجانبه را فراهم می کند: هدست های VR می توانند محتوا را در سطح بسیار بالاتری از جزئیات (LOD) نشان دهند و هدست های AR می توانند تعامل بسیار پیچیده تری در دنیای واقعی داشته باشند. با این حال ، این با قیمتی همراه است.
نکته قابل توجه ، داده ها باید بین دستگاه های AR/VR و ابر لبه در میلی ثانیه ، در (تقریباً) تأخیر محدود و با نرخ داده بالا ارسال شوند. از این رو یک اتصال بی سیم قابل اعتماد ، ایمن و کم تأخیر به دستگاه های XR بسیار مهم است. تنها فناوری بی سیم که برای دستیابی به چنین اتصال بی حد و حصر امروز ثابت شده است ، 5G است. وقت آن است که 5G صحبت کنیم!
به طور کلی ، 5G و مخابرات مسیری طولانی را طی کرده اند. آنچه صرفاً در مورد اتصال بود ، طی سالها به یک اکوسیستم پر جنب و جوش متشکل از فروشندگان ، ارائه دهندگان خدمات ، OEM های دستگاه ، ابرقدرت های ابر و توسعه دهندگان برنامه تبدیل شده است. این امر به این دلیل است که بی سیم هم پیچیده و هم هیجان انگیز است.
در یک پادکست Ericsson ، به Mischa Dohler ، معمار اصلی در Ericsson Silicon Valley گوش دهید ، در مورد اینکه چرا 5G نقش اصلی را در متاور نوظهور ایفا می کند ، صحبت کنید.
در زمینه متاورس ، بسیاری از ویژگی ها و الزامات که فراتر از اتصال خالص است ، باید مورد توجه قرار گیرد. ما در جدول 1 یک لیست غیر اکتشافی را در جدول 1 خلاصه کرده ایم که شامل دسترسی همه جا ، دستگاه های XR در دسترس ، قابلیت های ابر ابر ، استانداردهای مربوطه و سهولت استفاده برای جامعه توسعه دهنده است. بیایید در مورد این موارد با جزئیات بیشتری بحث کنیم.
از نظر دسترسی همه جا ، امروزه فناوری های اتصال بی سیم بی شماری وجود دارد: محبوب ترین آنها فناوری های بلوتوث ، Wi-Fi و تلفن همراه است. بلوتوث فاقد دامنه ، نرخ و قابلیت اطمینان است. نسل های فعلی Wi-Fi نرخ مورد نیاز را ارائه می دهند اما از احتقان رنج می برند و در نتیجه تأخیر بالا هنگامی که چندین دستگاه XR به طور همزمان متصل می شوند. Wi-Fi 7 قول می دهد تا مسئله احتقان را برطرف کند ، اما در هیچ کجای محدوده و پوشش جهانی ارائه شده توسط فناوری های سلولی نیست. همچنین ، هیچ توافق نامه سطح خدمات (SLA) را که می تواند با استفاده از مفاهیم برش در حال ظهور 5G ارائه شود که برای بسیاری از برنامه های سازمانی بسیار مهم است ، ارائه نمی دهد.
5G نرخ، برد، قابلیت اطمینان، تأخیر و موارد دیگر را ارائه می دهد. در واقع، متوسط نرخ داده DL/UL ارائه شده توسط 5G امروزه 200Mbps/30Mbps برای هر کاربر است. بسته به انتخاب زمانبندی، پیکربندی حامل رادیویی و شرایط رادیویی، تأخیرهای قابل دستیابی به ترتیب 10 میلیثانیه برای محدوده فرکانس 1 (FR1، یعنی زیر 6 گیگاهرتز) و 5 میلیثانیه برای FR2 (بالای 24 گیگاهرتز، یعنی باندهای موج میلیمتری) است. . امروزه قابلیت اطمینان می تواند در حدود 99.99 درصد باشد و پنج تا شش عدد از قابلیت اطمینان در سال های آینده قابل دستیابی است.
بیایید ببینیم: اگر کاربر سر خود را با استفاده از VR حرکت دهد، تصاویر غوطهورکننده جدید باید در 20 میلیثانیه (در حالت ایدهآل زیر 10 میلیثانیه) نمایش داده شوند تا از بیماری حرکت جلوگیری شود. در واقعیت افزوده، کمتر از 30 میلیثانیه برای اطمینان از اینکه اشیای مجازی به صورت فضایی در محیط برای تجربه یک کاربر لنگر دیده میشوند، و به طور قابلتوجهی کمتر از آن برای تجربه AR چند کاربره نیاز است. تکنیکهای پردازش هوشمند روی دستگاه، مانند بستهبندی زمان ناهمزمان (ATW) که از محتوای قدیمی با موقعیت سر جدید استفاده مجدد میکند، به کاهش نیازهای تأخیر با ضریب 1.5 تا 3 برابر کمک میکند.
با توجه به نرخ داده های مورد نیاز برای تسهیل پردازش XR لبه ابری، ما بین سه سناریو - تخلیه کم، متوسط و زیاد برای XR تفاوت قائل می شویم:
در VR خالص، هدف بهینه این است که بیشتر یا نه همه محتوا را در edge-cloud ارائه دهید. چنین سناریوی تخلیه بالایی نیاز به نرخ دانلود (DL) دارد که متناسب با وضوح محیط رندر شده است. براساس یک مطالعه اخیر GSMA، نرخها برای یک جریان با کد H.264 2K 30 مگابیت در ثانیه و برای یک جریان رمزگذاریشده 8K H.266 تا 800 مگابیت در ثانیه است. نرخ های Uplink (UL) ناچیز است، یعنی بسیار کمتر از 2Mbps، زیرا فقط جهت HMD و برخی دیگر از کنترل های تولید شده توسط کاربر از طریق مثلاً دستکش های لمسی باید منتقل شوند.
در واقعیت افزوده، وظایف متفاوتی از نظر مکانی باید توسط سیستم تکمیل شود، بنابراین فرصتی برای فراخوانی سه سناریوی تخلیه که در شکل 3 خلاصه شدهاند. که در آن وظایف به edge-cloud بارگذاری می شوند.
از نظر الزامات تأخیر، مطالعه GSMA بین درجات مختلف تعاملات XR تفاوت قائل میشود: تعاملات ضعیف (مانند پخشها) بودجه تأخیر سخاوتمندانهای بین 10 تا 20 ثانیه دارند. تعاملات متوسط (مانند کنفرانس ویدئویی XR) به 200 میلی ثانیه نیاز دارد. و تعاملات قوی (بازی های آنلاین یا بازی های ورزشی جذاب) به طور ایده آل در کمتر از 20 میلی ثانیه ارائه می شود.
از نظر دستگاههای XR سبک وزن و در دسترس، این امر به دلیل بارگذاری بیشتر وظایف در edge-cloud محقق میشود. در واقع، هرچه مقدار بیشتری تخلیه شود، نیاز به قابلیتهای پردازش و ذخیره انرژی کمتر میشود. هر دو به فاکتور شکل، وزن با تجربه و در نتیجه قیمت کلی مصرف کننده کمک می کنند.
اولین اندازه گیری ها نشان می دهد که تخلیه کم مصرف انرژی دستگاه را سه برابر کاهش می دهد. اواسط تخلیه چهار برابر; و تخلیه بالا بیش از هفت برابر. این یک کاهش محسوس است و مستقیماً به یک تجربه کاربری بهبود یافته تبدیل می شود.
پشتیبانی از Edge-cloud برای مقیاسبندی XR حیاتی است و بنابراین یکی از فناوریهای اساسی برای فعال کردن Metaverse از طریق مقرونبهصرفه ساختن دستگاههای XR، سبک وزن و در عین حال قدرتمند و متصل با طول عمر باتری کافی است. چالشی که با edge-cloud وجود دارد این است که چقدر میتوان واقعاً در لبه بارگذاری کرد، در عین حال KPIها را برای برنامهها حفظ کرد و کیفیت کیفیت قابل قبولی را به کاربران نهایی ارائه کرد، صرف نظر از اینکه آنها مصرفکنندگانی هستند که بازی میکنند یا کاربران سازمانی که آنها را ارائه میدهند. محصول بعدی پیچیده در متاورس. همانطور که در شکل 4 نشان داده شده است، این بدان معناست که ما باید انتظار داشته باشیم که راه حل های نوع ابر لبه بیشتری را در شبکه های اپراتور در سراسر جهان ببینیم که در آن محتوا با استفاده از یک UPF با شکست محلی به RAN نزدیکتر می شود.
استانداردها و رابط های استاندارد شده، قابلیت همکاری را در این اکوسیستم فراجهانی پیچیده تضمین می کند. اجرای متاورس بر روی یک سیستم عامل بلاک چین رایج، مانند اتریوم، کافی نیست. قابلیت همکاری در میان خانوادههای بلاک چین، در سراسر دنیای فیزیکی و مجازی، و سایر فناوریهای مهمی که زیربنای متاورس هستند، مانند دستگاههای لمسی، مورد نیاز است.
در واقع ، گروه استاندارد Codecs Haptic IEEE P1918.1.1 کد های ادراکی را برای سیگنال های Kinesthetic (حرکت عضلانی) و لمسی (Touch) ایجاد می کند. آنها که اغلب به عنوان "MPEG Touch" گفته می شود ، آنها در حال تهیه پیشنهادهایی برای فناوری کدک لمسی از طریق طرح های مرجع سخت افزاری و نرم افزار مشترک هستند. این مهم است برای جلوگیری از قفل فروشنده هاپتیک که در طولانی مدت مقیاس استقرار دستگاه هاپتیک را امکان پذیر می کند.
در همین راستا ، استانداردهای جدید هولوگرافی و XR برای جلوگیری از قفل شدن طولانی مدت و اطمینان از قابلیت همکاری ، مورد نیاز است. ابتکارات استانداردهای مختلف امروز با چنین استانداردهایی مانند MPEG (ISO/IEC) ، 3GPP ، ETSI ARF ، VR-IF ، OpenXR و Open AR Cloud سروکار دارند. ما یک وبلاگ آینده را به یک شیرجه عمیق در تمام استانداردهای نوظهور که مربوط به متاور است اختصاص خواهیم داد.
با این حال ، مهمترین چالش اطمینان از قابلیت همکاری بین دنیای مجازی است. این انتقال از چندین متاور امروز (A.K.A. Multi-Verses) به A / Metaverse شبیه به انتقال از شبکه های اولیه محلی (LANS) به اینترنت امروز است.
از نظر دسترسی آسان توسعه دهنده ، مهم است که اطمینان حاصل شود که جوامع توسعه دهنده بزرگ در سراسر جهان قادر به ادغام قابلیت های پیشرفته XR در برنامه های مصرف کننده و سازمانی هستند. نیاز به API های بومی 5G به جامعه توسعه دهنده دارد و در حالت ایده آل در SDK های سیستم عامل های خاص تعبیه می شود. این API ها به توسعه دهندگان کمک می کنند تا کیفیت تجربه برنامه های XR خود را بهبود بخشند.
یک مثال API برای برش شبکه است. توسعه دهندگان می خواهند API های بصری که با آنچه در گذشته استفاده کرده اند ، آشنا باشند. اگرچه قابلیت های زیادی را می توان به عنوان یک راه حل شخص ثالث ارائه داد ، اما ویژگی هایی که به مودم 5G دسترسی دارند ممکن است نیاز به تغییراتی در سیستم عامل اصلی داشته باشد که نیاز به مشارکت ارائه دهندگان پلت فرم دستگاه دارد. فرصتی برای اکوسیستم گسترده تر وجود دارد تا با هم همکاری کنند تا بهترین API های ممکن را تضمین کنند. برای موفقیت ، جمع آوری بازخورد اولیه از جامعه توسعه دهنده نیز مهم است.
در حالی که موارد فوق تحولات مهیج است ، قبل از اینکه متاور بتواند به زمان نخست برسد ، چالش های مهم فناوری هنوز هم باید حل شوند. یک شماره برجسته است: حریم خصوصی. در واقع ، در حالی که بسیاری از چالش های حریم خصوصی در استانداردهای مخابراتی مورد توجه قرار می گیرد ، ما در سطح برنامه حریم خصوصی را حل نکرده ایم. وقتی صحبت از حریم خصوصی در متاور است ، چالش های پیش روی ما را تصور کنید. چه کسی فرزندان ما را از محتوای مضر یا تجربیات غوطه ور مضر محافظت می کند؟ چه کسی اطمینان خواهد داد که هویت فیزیکی شما در پشت آواتار شما در متاور محافظت می شود؟ چه کسی اطمینان خواهد داد که ما به محصول جانبی تبلیغات بی پایان تبدیل نخواهیم شد؟
بسیاری از مسائل غیر فنی نیز باقی مانده است. به عنوان مثال ، هیجان اطراف متاور با سرعت استانداردهای زیربنایی مطابقت ندارد. این نه تنها استانداردهای ارتباطی مهم است ، بلکه ما فوراً به استانداردهای قابلیت همکاری هاپتیک/XR/CODEC و قابلیت همکاری متاور نیاز داریم. مسئله دیگر پیرامون فقدان محتوای متاور است ، که به طور معمول با یک اکوسیستم پایدار همراه است که به طور مداوم آواتارها ، NFT ها ، محتوای آموزشی و غیره را تهیه می کند. موضوعات دیگر در مورد مدل های تجاری ، تنظیم و بی طرفی خالص ادامه دارد.
نکته آخر اینکه ، اگر ما معتقدیم که متاور یک ساختار اجتماعی افزوده را در دنیای مجازی منعکس می کند ، باید آن را مطابق با عقاید اخلاقی خود مجسمه کنیم. ما باید به نوعی از هنجارهای اجتماعی و یک بدن غیرمتمرکز بر این هنجارها بپردازیم. ما باید از امنیت و حفظ حریم خصوصی اطمینان حاصل کنیم. ما واقعاً باید اطمینان حاصل کنیم که متاور نمی تواند برای درگیری های ملی یا بین المللی اسلحه سازی شود. به زبان ساده ، ما واقعاً باید این موضوع را فکر کنیم و باید از ساخت خانه کارت جلوگیری کنیم - سهام بسیار زیاد است.
مستقل از چالش های فوق ، پوشش 5G طی ماه های آینده انتخاب می شود و به XR AfficionAdos اجازه می دهد تا در هر زمان و هر نقطه از جهان (فیزیکی) به متاور (دیجیتال) انتخاب خود متصل شوند و برنامه ها و خدمات هیجان انگیز و جدید را در آغوش بگیرند.
خدمات شبکه پیشرفته برای محافظت از جریان داده های متاور XR در آینده ای که به طور فزاینده ای پر ازدحام می شود ، مورد نیاز خواهد بود. این یک فرصت منحصر به فرد برای ارائه دهندگان Telco و خدمات برای ایجاد فرصت های شغلی برتر است. به عنوان مثال ، Telcos می تواند برای برش های متاور اختصاصی شارژ شود. یا آنها می توانند توانایی ارائه خدمات مبتنی بر مکان را بپردازند. یا آنها می توانند اکوسیستم متاور خود را تأمین کنند.
پس از عملیاتی ، زیرساخت های زیرین 5G از مصرف کننده پیشرفته و استفاده از متاور استفاده می کنند. تصور کنید که همه اینها در متاور شما در سال 2025 اتفاق می افتد: شما جلسه کاری بعدی خود را انجام می دهید که در یک محیط کاملاً غوطه وری با همسالان درگیر خواهید شد. پس از جلسه ، شما "بیرون می روید" و با استفاده از یک رمزنگاری رمزنگاری ، یک پیتزا را در همان متاور سفارش دهید. شما می توانید آن را به طور واقعی انتخاب کنید ، اما به احتمال زیاد پیتزا را به جایی که از نظر جسمی در آن قرار دارید تحویل می گیرید.
در مورد اداره یک تجارت در متاور چطور؟ این امر مستلزم این است که زیرساخت های متاور زیرساخت و در حال اجرا باشد ، فعال کننده های اقتصادی مانند پرداخت از طریق ارزهای رمزپایه ، دستگاه های XR اتخاذ شده و شبکه های بی سیم کاملاً کاربردی برای پشتیبانی از بازدید کنندگان متاور در فروشگاه شما در مقیاس هستند.
در مورد برنامه های مصرف کننده در متاور چیست؟ آیا اینترنت بعدی خواهد بود؟ در حالی که کل اکوسیستم هنوز به شکل نوپا است ، آنچه مشخص است این است که بازی به عنوان آغاز برای بسیاری از برنامه های متاور عمل می کند. برخی معتقدند که توسعه دهندگان بازی امروز به متاور هستند که توسعه دهندگان وب چند دهه به اینترنت بودند. با توجه به اینکه میانگین استفاده روزانه جهانی در برنامه های بازی مانند Roblox و Minecraft 10 برابر فیس بوک و توییتر است ، بحث برعکس دشوار است.
واضح است که متاور نیاز به شبکه های تأخیر بسیار قابل اعتماد ، بالا و محدودی دارد که به طور قابل توجهی بیشتر از بهترین خدمات فعلی تلاش برای باند پهن موبایل هستند. 5G آماده ارائه این امر است اما چالش ها در تراکم شبکه ، در دسترس بودن طیف ، افزایش ظرفیت داخلی/خارجی و همزیستی بین باند پهن موبایل (MBB) ، ارتباطات مهم ماموریت (MCC) و خدمات XR در شبکه های منطقه گسترده باقی مانده است.
5G RAN PORTFOLIO فعلی اریکسون گام مهمی در جهت تحقق متاور است. این مجهز به جعبه های ابزار نرم افزاری مانند ارتباطات بحرانی در بالای سخت افزار بهترین کلاس برای ارائه تجربه بی نظیر برای تأخیر محدود ، خدمات بسیار قابل اعتماد در زمان واقعی مانند XR است. امروزه بسیاری از ویژگی ها در دسترس هستند و با پیشرفت بیشتر در نسخه های 3GPP ، موارد دیگری معرفی می شوند.
با این حال ، ارائه شبکه های برش کافی نیست. همه بازیکنان اکوسیستم باید گرد هم بیایند و از لحاظ استراتژیک در یک نقشه راه منسجم و منسجم و استاندارد سازی مشارکت کنند. بدون چنین همکاری تنگ ، متاور ممکن است برای سالهای آینده اتفاق نیفتد - یا همیشه. اریکسون با فعال کردن متاور بیش از 5G و در نهایت شبکه های 6G نقش خود را در اکوسیستم ایفا می کند.
تصور کنید ممکن است - در طراحی آینده به ما بپیوندید!
https://www.ericsson.com/en/blog/2022/4/why-metaverse-needs-5g
برای بنیانگذاران استارتآپ، تعیین اینکه کدام سرمایهگذاران را به عنوان مشاور نزدیک نگه دارند و کدام یک به عنوان بازیگران منفعلتر مناسبتر هستند، دشوار است.
نوشته مت کوهن
به روز شده در 25 آوریل 2022 02:47 بعد از ظهر
از آنجایی که دورههای تامین مالی استارتآپها افزایش مییابد و انواع سرمایهگذاران به اجبار راه خود را روی میزهای سرمایهگذاری شرکتهای مرحله قبلی میگذارند، بنیانگذاران مجبورند پاسخگویی به سرمایهگذاران خود را با درک هوشیارانهای که برخی از آنها به یک شکل ساخته نشدهاند، متعادل کنند.
من به عنوان یک سرمایهگذار در مراحل اولیه، به تماسهایی از سوی سرمایهگذاران سری A و سری B که علاقهمند به شنیدن درباره شرکتهای ما هستند، عادت دارم که در رادار خود داشته باشند. آنچه جدید است این است که VCهای مرحله بعدی و صندوقهای سهام رشد به طور فزایندهای در حال دستیابی به تمام معاملات مراحل اولیه هستند.
بنیانگذاران اکنون میخواهند سرمایه بیشتری را با سرعتی بسیار سریعتر از گذشته در این محیط جمعآوری کنند. با این حال، با سرمایه بیشتر، مسئولیتهای بیشتری نیز به همراه دارد و سرمایهگذاران بیشتری به دنبال گرفتن موقعیتهای بزرگ در میزهای خود و صندلیهای هیئت مدیره هستند.
اکنون برای بنیانگذاران بسیار خوب است که ارزیابیهایی را انجام دهند که چند سال پیش غیرقابل تصور بود، اما سرمایهگذاران مرحله بعدی که پول بیشتری را روی شرکتهای مرحله اولیه میریزند، اغلب این بنیانگذاران را گمراه میکنند که کسبوکارشان را کجا متمرکز کنند.
به عنوان مثال، ما شاهد هستیم که بنیانگذاران در مراحل اولیه سرمایه را از سرمایه گذاران مرحله بعدی می پذیرند که با انتظارات شرکت مرحله سری C یا سری D برای نتایج به این شرکت ها نزدیک می شوند. چندی پیش، مجبور شدم به یکی از بنیانگذاران بگویم که از تلاش برای جمعآوری مجموعهای طولانی از بینشهای مبتنی بر دادهها که یک سرمایهگذار در حال رشد در هیئت مدیرهاش قبل از جلسه هیئت مدیره درخواست میکرد، دست بردارد، زیرا عرشه به 100 صفحه نزدیک میشد.
قابل درک است، بنیانگذار احساس می کرد که مجبور است انتظارات یک سرمایه گذار بزرگ در شرکت خود را برآورده کند، اما این درخواست برای استارتاپی که هنوز در حال یافتن تناسب محصول با بازار است کاملاً غیر قابل لمس بود. این درخواستی مناسب برای یک شرکت در مرحله رشد است که ده ها میلیون دلار درآمد ایجاد می کند و اولویت آن جمع آوری داده ها برای یافتن راه هایی برای بهینه سازی هزینه ها یا استراتژی های جذب مشتری است.
برای جلوگیری از غرق شدن زمان در چنین تعقیب و گریز غازهای وحشی، بنیانگذاران باید مراقب باشند که سرمایه گذارانشان چه کسانی هستند و چه کسانی باید در حلقه های داخلی مشاوران خود باشند، مهم نیست چقدر سرمایه در کسب و کار شما ریخته اند. زمانی که سرمایه گذاران بعدی بزرگترین چک ها را کاهش داده اند و به نظر می رسد که بیشترین توجه را به خود جلب کرده اند، همیشه کمی معماست، اما بنیانگذاران فقط باید کمی وقت بگذارند و از این که آن سرمایه گذاران فقط تلاش می کنند باقی بمانند، این موضوع کمی معماست. با سرمایه گذاری زودتر و زودتر در یک بازار فوق العاده کف آلود رقابت کنید. توصیههای آنها ممکن است در طول زمان مرتبطتر شود، اما در بسیاری از موارد، تشخیص الگوی آنها برای شرکتهای مرحله بعدی که همه پاسخها را پیدا کردهاند، مناسبتر است، و گاهی اوقات برای شرکتهایی که در مراحل اولیه هنوز آن را کشف میکنند، اشتباه است.
من به بنیانگذاران توصیه میکنم هنگام تصمیمگیری در مورد میزان توجه به هر یک از سرمایهگذاران خود، به حلقههای درونی و بیرونی فکر کنند. برای استارتآپهای معمولی مرحله اولیه، کمتر از تعداد انگشت شماری از سرمایهگذاران آنها باید در حلقه درونی خود باشند. اینها احتمالاً فرشتگان و سرمایه گذارانی در مراحل اولیه خواهند بود که نقاط قوت آنها در مورد علف های هرز و حل مشکلات سخت مشترک با تیم های موسس است. در حلقه بعدی سرمایه گذارانی هستند که گهگاه می توانند مفید باشند، مانند معرفی برای مشارکت یا استخدام معرف. و در نهایت، یک دایره بیرونی از سرمایه گذاران وجود خواهد داشت که واقعاً فقط به عنوان یک نام روی میز کار می کنند و می توانند یک یا دو بار در سال با دست یاری یا ایمیل وارد شوند.
پویایی مهم دیگری که بنیانگذاران در این زمینه باید در نظر داشته باشند، جایی است که آنها در یک مجموعه VC خاص قرار دارند. آیا آنها عزیز هستند؟ آیا آنها لانگ شات هستند؟ VCها تمایل دارند بیشترین توجه را به شرکت هایی داشته باشند که بیشترین اعتقاد را در آنها دارند و زمان و منابع قابل توجهی را به این شرکت های چند نمونه منتخب اختصاص می دهند. اگر شما یکی از آن شرکتها هستید، عالی است، اما اغلب بنیانگذاران میتوانند انتظارات غیرواقع بینانهای در مورد تأثیر سرمایهگذار خاص داشته باشند. چک های بزرگ جذابیت زیادی دارند، اما برای سوق دادن شرکت های در مراحل اولیه به مراحل رشد، بسیار بیشتر از سرمایه نیاز است.
اغلب اوقات، سرمایه گذاران در مراحل بعدی وارد شرکت های مرحله اولیه می شوند و ذهنیت و انتظارات خود را با خود همراه می کنند. شرکت های مرحله اولیه همه در مورد اجرا هستند، در حالی که شرکت های مرحله بعدی بیشتر بر اساس مقیاس هدایت می شوند.
چگونه دو نوجوان اپلیکیشنی به ارزش 900 میلیون دلار ساختند - بنیانگذاران Zepto سه نکته را به اشتراک می گذارند
تنها 9 ماه طول کشید تا این انصراف دهندگان از دانشگاه استنفورد بتوانند ارزش زپتو را به 900 میلیون دلار برسانند. در اینجا توصیه آنها در مورد چگونگی ایجاد یک تجارت موفق است.
توسط گو چیو تانگ
زمانی که کایوالیا وهرا میخواست دانشگاه استنفورد را رها کند تا استارتآپ خود را اداره کند، چند مکالمه طولانی طول کشید تا والدینش را متقاعد کند.
او گفت، اما آوردن آنها به کشتی خیلی سخت نبود.
آنها دیدند که چگونه این تجارت در مقابل آنها رشد می کند، آنها دیدند که ما چقدر سریع به آنچه که به دست آورده بودیم، رسیدیم.
تنها 9 ماه طول کشید تا Vohra و یکی از بنیانگذارانش، Aadit Palicha، Zepto را - اپلیکیشنی از هند که وعده میدهد مواد غذایی را در کمتر از 10 دقیقه تحویل میدهد - به ارزش 900 میلیون دلار بیاورند.
وارد شدن با این طرز فکر که اشتباه می کنید و یاد می گیرید که کجا باید درست برسید... این سفر بسیار فروتنانه بوده است.
چگونه دو نوجوان یکی از سریع ترین برنامه های تجارت سریع هند را ساختند؟ CNBC Make It متوجه می شود.
1. با مشتریان صحبت کنید
ووهرا گفت که یافتن یک تناسب خوب محصول با بازار مهم است. توصیه او در مورد چگونگی انجام این کار؟
"با مشتریان صحبت کنید. فقط از آن به عنوان جام مقدس استفاده کنید [تا] مطمئن شوید که در مسیر درست برای یافتن مناسب بازار محصول هستید."
او افزود: "یکی از سخت ترین چیزها در واقع رسیدن به آن نقطه است که محصولی داشته باشید که مردم آن را دوست دارند... اگر دائماً با مشتریان صحبت کنید، از آنها بازخورد بگیرید و از آنها یاد بگیرید، بسیار ساده تر و سریع تر است."
در روزهای اولیه زپتو، جوانان 19 ساله پشتیبانی از مشتری را خودشان انجام میدادند و مواد غذایی را به مشتریان تحویل میدادند تا بتوانند با آنها چت سریعی داشته باشند.
Zepto تنها استارتآپ تجارت سریع در هند نیست و رقابت هم در داخل و هم در سطح جهانی در حال افزایش است. بر اساس گزارش Redseer، ارزش بازار خواربار فروشی آنلاین این کشور تا سال 2025 حدود 24 میلیارد دلار خواهد بود.
پالیچا گفت: "ما هنوز هم تا به امروز این کار را انجام می دهیم... ما میلیون ها مشتری داریم، با صدها هزار سفارش هر روز. [ما هنوز] زمان قابل توجهی را صرف صحبت با مشتریان و یادگیری از آنها می کنیم."
وارد شدن با این طرز فکر که اشتباه میکنید و یاد میگیرید که کجا باید به درستی برسید... این سفر بسیار فروتنانه بوده است.»
2. عاشق محصول خود شوید
پالیچا و وهرا همیشه جدی گرفته نمی شدند - نه فقط به خاطر سنشان، بلکه به دلیل "دیوانگی" ایده تحویل زیر 10 دقیقه.
پالیچا گفت: «زمانی که ۱۲ ماه پیش این کار را شروع کردیم، هر مکالمهای که داشتیم این بود که «تو کاملاً از ذهنت خارج شدهای، این هرگز کارساز نخواهد بود».
اما اعتقاد آنها به محصولشان آنها را حفظ کرد.
پالیچا گفت: «کایوالیا و من آنقدر عاشق این محصول شدیم که فقط خودمان را نگهبان چیزی می دیدیم که احتمالاً در نهایت به یک پدیده بزرگ در اینترنت مصرف کننده در هند تبدیل می شد.
اگر ما آن را نسازیم، شخص دیگری این کار را خواهد کرد.
عاشق شدن به محصول و ایجاد این اعتقاد واقعاً شما را مجبور می کند ... آن محصول را کاملاً ببینید.
پالیچا افزود، به همین دلیل است که این دو می توانند «مکالمات چالش برانگیز» با سرمایه گذاران، مدیران ارشد و حتی یک مقام دولتی داشته باشند.
علیرغم اینکه تنها یکی از بسیاری از مشاغلی است که به موج تجارت فوری پیوسته است، اما توجه سرمایه گذاران را به خود جلب کرده است. آخرین تزریق 200 میلیون دلاری آن در ماه می، زپتو را یک قدم به وضعیت تک شاخ نزدیکتر کرد.
پالیچا گفت: «عاشق شدن به محصول و ایجاد این اعتقاد واقعاً شما را وادار میکند تا ... آن محصول را کامل ببینید.
3. پاسخگو باشید
پالیچا و وهرا از هفت سالگی با هم دوست بوده اند - این مزیت بزرگی است زیرا آنها از دوران کودکی به شرکای تجاری تبدیل شده اند.
پالیچا گفت: "من و کایوالیا واقعاً مجموعه مهارت های یکدیگر را تکمیل می کنیم. او همیشه از نظر فنی قوی تر از من بوده است، بنابراین او به یک مدیر ارشد فناوری تبدیل شده است."
12 ماه پیش، زمانی که ما در حال ساخت اولین نسخه از محصول بودیم، فکر نمیکنم [بدون او] بتوانیم آن را از روی زمین خارج کنیم.»
Kaivalya Vohra (سمت چپ) و Aadit Palicha نوجوانانی هستند که پشت سر Zepto هستند، استارت آپی از هند که وعده می دهد مواد غذایی را در کمتر از 10 دقیقه تحویل می دهد.
بلاک چین لیست رو به رشدی از رکوردها به نام بلوک است که به طور ایمن با استفاده از رمزنگاری به هم مرتبط شده اند. هر بلوک حاوی یک هش رمزنگاری از بلوک قبلی، یک مهر زمانی و دادههای تراکنش است (به طور کلی به صورت درخت Merkle نشان داده میشود، جایی که گرههای داده با برگها نشان داده میشوند).
مهر زمانی ثابت می کند که داده های تراکنش زمانی وجود داشته است که بلوک برای ورود به هش آن منتشر شد. از آنجایی که بلوک ها هر کدام حاوی اطلاعاتی در مورد بلوک قبلی هستند، یک زنجیره تشکیل می دهند که هر بلوک اضافی بلوک های قبل از خود را تقویت می کند. بنابراین، بلاکچینها در برابر تغییر دادههای خود مقاوم هستند، زیرا پس از ثبت، دادههای هر بلوک معینی را نمیتوان بدون تغییر همه بلوکهای بعدی بهطور عطف به ماسبق تغییر داد.
بلاک چین ها معمولاً توسط یک شبکه همتا به همتا برای استفاده به عنوان دفتر کل توزیع شده عمومی مدیریت می شوند، جایی که گره ها به طور جمعی به یک پروتکل برای برقراری ارتباط و اعتبارسنجی بلوک های جدید پایبند هستند. اگرچه سوابق بلاک چین غیرقابل تغییر نیستند زیرا فورک ها امکان پذیر است، بلاک چین ها ممکن است با طراحی ایمن در نظر گرفته شوند و نمونه ای از یک سیستم محاسباتی توزیع شده با تحمل خطای بیزانسی بالا باشند.
این بلاک چین توسط یک شخص (یا گروهی از افراد) با استفاده از نام ساتوشی ناکاموتو در سال 2008 به عنوان دفتر کل تراکنش های عمومی ارز دیجیتال بیت کوین بر اساس کار استوارت هابر، دبلیو اسکات استورنتا و دیو بایر رایج شد. هویت ساتوشی ناکاموتو تا به امروز ناشناخته باقی مانده است. پیاده سازی بلاک چین در بیت کوین، آن را به اولین ارز دیجیتالی تبدیل کرد که بدون نیاز به یک مرجع قابل اعتماد یا سرور مرکزی، مشکل دو برابری را حل کرد. طراحی بیت کوین الهام بخش دیگر برنامه ها و بلاک چین هایی است که برای عموم قابل خواندن هستند و به طور گسترده توسط ارزهای دیجیتال استفاده می شوند. بلاک چین نوعی ریل پرداخت در نظر گرفته می شود.
بلاک چین های خصوصی برای استفاده تجاری پیشنهاد شده اند. Computerworld بازاریابی چنین بلاک چین های خصوصی شده بدون مدل امنیتی مناسب را "روغن مار" نامید. با این حال، دیگران استدلال کردهاند که بلاکچینهای نیازمند مجوز، اگر با دقت طراحی شوند، ممکن است غیرمتمرکزتر و در نتیجه در عمل امنتر از بلاکهای بدون مجوز باشند.
رمزنگار دیوید چاوم برای اولین بار در پایان نامه خود در سال 1982 با عنوان "سیستم های کامپیوتری تاسیس، نگهداری و مورد اعتماد توسط گروه های مشکوک متقابل" پروتکلی شبیه به بلاک چین را پیشنهاد کرد. کار بیشتر بر روی زنجیره ای از بلوک های امن رمزنگاری شده در سال 1991 توسط استوارت هابر و دبلیو اسکات استورنتا شرح داده شد. آنها می خواستند سیستمی را پیاده سازی کنند که در آن مُهرهای زمانی سند قابل دستکاری نباشد. در سال 1992، هابر، استورنتا و دیو بایر درختان مرکل را در طرح گنجانیدند، که کارایی آن را با امکان جمعآوری چندین گواهینامه در یک بلوک بهبود بخشید. تحت شرکت Surety، هش های گواهی سند آنها از سال 1995 هر هفته در نیویورک تایمز منتشر می شود.
اولین بلاک چین غیرمتمرکز توسط شخصی (یا گروهی از افراد) به نام ساتوشی ناکاموتو در سال 2008 مفهومسازی شد. ناکاموتو طراحی را به شیوهای مهم با استفاده از روشی شبیه به Hashcash بهبود بخشید تا بلوکها را بدون نیاز به امضای یک طرف مورد اعتماد و امضای آنها، مهر زمانی کند. معرفی یک پارامتر دشواری برای تثبیت سرعت اضافه شدن بلوک ها به زنجیره. این طرح در سال بعد توسط ناکاموتو به عنوان یکی از اجزای اصلی ارز دیجیتال بیت کوین اجرا شد، جایی که به عنوان دفتر کل عمومی برای تمام تراکنش های شبکه عمل می کند.
در آگوست 2014، حجم فایل بلاک چین بیت کوین، حاوی سوابق تمام تراکنشهای انجام شده در شبکه، به 20 گیگابایت (گیگابایت) رسید. در ژانویه 2015، حجم آن تقریباً به 30 گیگابایت رسید و از ژانویه 2016 تا ژانویه 2017، اندازه بلاک چین بیت کوین از 50 گیگابایت به 100 گیگابایت افزایش یافت. اندازه دفتر کل تا اوایل سال 2020 از 200 گیگابایت فراتر رفته بود.
کلمات block و chain به طور جداگانه در مقاله اصلی ساتوشی ناکاموتو استفاده شد، اما در نهایت تا سال 2016 به عنوان یک کلمه واحد، blockchain رایج شد.
طبق گفته Accenture، کاربرد تئوری انتشار نوآوریها نشان میدهد که بلاک چینها در سال 2016 به نرخ پذیرش 13.5 درصدی در خدمات مالی دست یافتند، بنابراین به مرحله پذیرش اولیه رسیدند. گروههای تجاری صنعتی برای ایجاد مجمع جهانی بلاک چین در سال 2016، که ابتکار اتاق تجارت دیجیتال است، پیوستند.
در می 2018، گارتنر دریافت که تنها 1 درصد از مدیران ارشد فناوری اطلاعات هر نوع پذیرش بلاک چین را در سازمان خود نشان داده اند و تنها 8 درصد از مدیران ارشد فناوری اطلاعات در کوتاه مدت در «برنامه ریزی یا [نگاه کردن به] آزمایش فعال با بلاک چین بودند». برای سال 2019، گارتنر گزارش داد که 5 درصد از مدیران ارشد فناوری بر این باور بودند که فناوری بلاک چین یک «تغییرگر بازی» برای تجارت آنها است.
بلاک چین یک دفتر کل دیجیتال غیرمتمرکز، توزیع شده و اغلب عمومی است که شامل رکوردهایی به نام بلوک است که برای ثبت تراکنش ها در بسیاری از رایانه ها استفاده می شود، به طوری که هر بلوک درگیر را نمی توان به صورت ماسبق تغییر داد، بدون تغییر همه بلوک های بعدی. این به شرکت کنندگان اجازه می دهد تا معاملات را به طور مستقل تأیید و حسابرسی کنند.
نسبتا ارزان یک پایگاه داده بلاک چین به طور مستقل با استفاده از یک شبکه همتا به همتا و یک سرور مهر زمانی توزیع شده مدیریت می شود. آنها با همکاری توده ای که توسط منافع شخصی جمعی تقویت می شود تأیید می شوند. چنین طراحی گردش کار قوی را تسهیل می کند که در آن عدم اطمینان شرکت کنندگان در مورد امنیت داده ها حاشیه ای است. استفاده از بلاک چین ویژگی تکرارپذیری بی نهایت را از دارایی دیجیتال حذف می کند. این تایید می کند که هر واحد ارزش تنها یک بار منتقل شده است، و مشکل طولانی مدت هزینه مضاعف را حل می کند. یک بلاک چین به عنوان یک پروتکل تبادل ارزش توصیف شده است. یک بلاک چین میتواند حقوق مالکیت را حفظ کند، زیرا وقتی به درستی برای جزئیات قرارداد مبادله تنظیم شود، سابقهای ارائه میکند که پیشنهاد و پذیرش را وادار میکند.
به طور منطقی، یک بلاک چین را می توان به عنوان متشکل از چندین لایه مشاهده کرد:
زیرساخت (سخت افزار)
شبکه (کشف گره، انتشار اطلاعات و تایید)
اجماع (اثبات کار، اثبات سهام)
داده ها (بلوک ها، تراکنش ها)
برنامه (قراردادهای هوشمند/برنامه های غیرمتمرکز، در صورت وجود)
بلوکها دستهای از تراکنشهای معتبر را نگه میدارند که هش شده و در درخت مرکل کدگذاری میشوند. هر بلوک شامل هش رمزنگاری بلوک قبلی در بلاک چین است که این دو را به هم مرتبط می کند. بلوک های متصل یک زنجیره را تشکیل می دهند. این فرآیند تکراری یکپارچگی بلوک قبلی را تائید میکند، تا بلوک اولیه که به بلوک پیدایش معروف است. برای اطمینان از یکپارچگی یک بلوک و داده های موجود در آن، بلوک معمولاً به صورت دیجیتال امضا می شود.
گاهی اوقات می توان بلوک های جداگانه را به طور همزمان تولید کرد و یک چنگال موقت ایجاد کرد. علاوه بر تاریخچه ایمن مبتنی بر هش، هر بلاک چین دارای یک الگوریتم مشخص برای امتیاز دهی به نسخه های مختلف تاریخ است به طوری که می توان یکی با امتیاز بالاتر را نسبت به سایرین انتخاب کرد.
بلوک هایی که برای گنجاندن در زنجیره انتخاب نشده اند، بلوک های یتیم نامیده می شوند. همتایان که از پایگاه داده پشتیبانی می کنند هر از گاهی نسخه های مختلفی از تاریخچه دارند. آنها فقط نسخه با بالاترین امتیاز از پایگاه داده را نگه می دارند که برای آنها شناخته شده است. هر زمان که یک همتا نسخه ای با امتیاز بالاتر (معمولاً نسخه قدیمی با یک بلوک جدید اضافه شده) دریافت می کند، پایگاه داده خود را گسترش داده یا بازنویسی می کند و بهبود را دوباره به همتایان خود ارسال می کند. هرگز تضمین مطلقی وجود ندارد که هر ورودی خاص برای همیشه در بهترین نسخه تاریخ باقی بماند.
بلاکچینها معمولاً برای اضافه کردن امتیاز بلوکهای جدید به بلوکهای قدیمی ساخته میشوند و به جای بازنویسی بلوکهای قدیمی، انگیزههایی برای گسترش آن با بلوکهای جدید داده میشود. بنابراین، احتمال جانشین شدن یک ورودی به طور تصاعدی کاهش می یابد، زیرا بلوک های بیشتری در بالای آن ساخته می شوند و در نهایت بسیار کم می شوند. به عنوان مثال، بیت کوین از یک سیستم اثبات کار استفاده می کند، که در آن زنجیره ای که بیشترین اثبات کار را دارد، توسط شبکه معتبر در نظر گرفته می شود.
تعدادی روش وجود دارد که می توان از آنها برای نشان دادن سطح کافی از محاسبات استفاده کرد. در یک زنجیره بلوکی، محاسبات بهجای روش سنتی جداشده و موازی، بهصورت اضافی انجام میشود.
زمان بلوک میانگین زمانی است که شبکه طول می کشد تا یک بلوک اضافی در بلاک چین ایجاد کند. برخی از بلاک چینها هر پنج ثانیه یک بلاک جدید ایجاد میکنند. در زمان تکمیل بلوک، داده های موجود قابل تأیید می شوند. در کریپتوکارنسی، این عملاً زمانی است که تراکنش انجام میشود، بنابراین زمان بلاک کوتاهتر به معنای انجام تراکنشهای سریعتر است. زمان بلاک برای اتریوم بین 14 تا 15 ثانیه تنظیم شده است، در حالی که برای بیت کوین به طور متوسط 10 دقیقه است.
هارد فورک یک تغییر قاعده است به طوری که نرم افزار اعتبار سنجی طبق قوانین قدیمی، بلوک های تولید شده بر اساس قوانین جدید را نامعتبر می بیند. در صورت هارد فورک، تمام گره هایی که قرار است مطابق با قوانین جدید کار کنند، باید نرم افزار خود را ارتقا دهند. اگر یک گروه از گره ها به استفاده از نرم افزار قدیمی ادامه دهند در حالی که گره های دیگر از نرم افزار جدید استفاده می کنند، یک تقسیم دائمی می تواند رخ دهد.
به عنوان مثال، اتریوم در سال 2016 برای "تکمیل" سرمایهگذاران در The DAO که با سوء استفاده از یک آسیبپذیری در کد آن هک شده بود، سختافزار شد. در این مورد، چنگال منجر به تقسیم شدن زنجیرههای اتریوم و اتریوم کلاسیک شد. در سال 2014 از جامعه Nxt خواسته شد تا هارد فورکی را در نظر بگیرد که منجر به بازگرداندن سوابق بلاک چین برای کاهش اثرات سرقت 50 میلیون NXT از یک صرافی بزرگ ارزهای دیجیتال شود. پیشنهاد هارد فورک رد شد و برخی از وجوه پس از مذاکره و پرداخت باج بازیابی شد. روش دیگر، برای جلوگیری از تقسیم دائمی، اکثر گرههایی که از نرمافزار جدید استفاده میکنند ممکن است به قوانین قدیمی بازگردند، همانطور که در ۱۲ مارس ۲۰۱۳ تقسیم بیتکوین اتفاق افتاد.
نوع دیگری از هارد فورک ممکن است زمانی اتفاق بیفتد که یک پروژه بلاک چین منبع باز به عنوان الگوی پایه برای یک پروژه کاملاً جدید ارز دیجیتال استفاده شود. یکی از نمونه ها بلاک چین Safex است که از کد Monero به عنوان نقطه شروع برای اکوسیستم بلاک چین تجارت الکترونیک 2 سکه ای خود استفاده می کرد. Safex پایگاه کد Monero را در آوریل 2018 فورک کرد. (بین نسخههای مونرو نسخه 0.12.0.0 و نسخه 0.12.1.0) در commit 8fdf645397654956b74d6ddcd79f94bfa7bf2c5f. پس از فورک، تیم Safex تغییرات متعددی را - برای اولین بار انتشار حدود 20 هزار خط تغییر / درج کد منبع - برای ایجاد پایهای برای بلاک چین Safex، که بلوک پیدایش خود را برای اثبات کار Safex Cash داشت، اجرا کرد. ، که وسیله مبادله ارز داخلی بازار همتا به همتا است.
با ذخیره دادهها در شبکه همتا به همتا، بلاک چین تعدادی از خطرات ناشی از نگهداری دادهها را به صورت متمرکز حذف میکند. بلاک چین غیرمتمرکز ممکن است از ارسال پیام موقت و شبکه توزیع شده استفاده کند. یکی از خطرات عدم تمرکززدایی، به اصطلاح "حمله 51%" است که در آن یک نهاد مرکزی می تواند کنترل بیش از نیمی از یک شبکه را به دست آورد و می تواند آن رکورد خاص بلاک چین را به میل خود دستکاری کند و امکان خرج مضاعف را فراهم کند.
شبکههای بلاک چین همتا به همتا فاقد نقاط آسیبپذیری متمرکزی هستند که کرکرهای رایانه میتوانند از آنها سوء استفاده کنند. به همین ترتیب، نقطه مرکزی شکست ندارد. روش های امنیتی بلاک چین شامل استفاده از رمزنگاری کلید عمومی است. یک کلید عمومی (رشته ای طولانی و تصادفی از اعداد) آدرسی در بلاک چین است. توکن های ارزش ارسال شده در سراسر شبکه به عنوان متعلق به آن آدرس ثبت می شوند. یک کلید خصوصی مانند رمز عبوری است که به مالک آن امکان دسترسی به داراییهای دیجیتال یا ابزاری برای تعامل با قابلیتهای مختلفی که اکنون بلاک چینها پشتیبانی میکنند، میدهد. داده های ذخیره شده در بلاک چین عموماً فاسد نشدنی در نظر گرفته می شوند.
هر گره در یک سیستم غیرمتمرکز یک کپی از بلاک چین دارد. کیفیت داده ها با تکرار گسترده پایگاه داده و اعتماد محاسباتی حفظ می شود. هیچ کپی "رسمی" متمرکزی وجود ندارد و هیچ کاربری بیش از هر کاربر دیگری "اعتماد" ندارد. تراکنش ها با استفاده از نرم افزار به شبکه پخش می شوند. پیام ها بر اساس بهترین تلاش تحویل داده می شوند. گرههای ماینینگ تراکنشها را تأیید میکنند، آنها را به بلوکی که در حال ساخت هستند اضافه میکنند و سپس بلوک تکمیلشده را به گرههای دیگر پخش میکنند. بلاک چینها از طرحهای مختلف زمانبندی، مانند اثبات کار، برای سریالسازی تغییرات استفاده میکنند. روشهای اجماع جایگزین شامل اثبات سهام است. رشد یک بلاک چین غیرمتمرکز با خطر تمرکز همراه است، زیرا منابع کامپیوتری مورد نیاز برای پردازش مقادیر بیشتری از داده ها گران تر می شوند.
بلاک چینهای باز نسبت به برخی از سوابق مالکیت سنتی کاربرپسندتر هستند، که اگرچه برای عموم باز است، اما برای مشاهده آنها نیاز به دسترسی فیزیکی دارند. از آنجایی که تمام بلاک چین های اولیه بدون مجوز بودند، بحث بر سر تعریف بلاک چین به وجود آمده است. موضوعی که در این بحث در حال انجام است این است که آیا یک سیستم خصوصی با تأیید کنندههایی که توسط یک مرجع مرکزی وظیفه و مجاز (مجوز) هستند، باید یک زنجیره بلوکی در نظر گرفته شود یا خیر. طرفداران زنجیرههای مجاز یا خصوصی استدلال میکنند که اصطلاح «blockchain» ممکن است برای هر ساختار دادهای که دادهها را در بلوکهای دارای مهر زمانی دستهبندی میکند، به کار رود. این بلاک چین ها به عنوان یک نسخه توزیع شده از کنترل همزمانی چند نسخه (MVCC) در پایگاه های داده عمل می کنند. همانطور که MVCC از تغییر همزمان دو تراکنش در یک شی واحد در پایگاه داده جلوگیری می کند، بلاک چین نیز از صرف خروجی واحد دو تراکنش در یک بلاک چین جلوگیری می کند.
مخالفان میگویند که سیستمهای مجاز شبیه پایگاههای دادههای سنتی شرکتها هستند، از تأیید صحت دادههای غیرمتمرکز پشتیبانی نمیکنند، و چنین سیستمهایی در برابر دستکاری و بازبینی اپراتورها سختتر نیستند. نیکلای همپتون از Computerworld گفت که "بسیاری از راه حل های داخلی بلاک چین چیزی جز پایگاه داده های دست و پا گیر نخواهد بود" و "بدون یک مدل امنیتی واضح، بلاک چین های اختصاصی باید با شک و تردید مورد توجه قرار گیرند."
مزیت یک شبکه بلاک چین باز، بدون مجوز یا عمومی این است که محافظت در برابر بازیگران بد مورد نیاز نیست و نیازی به کنترل دسترسی نیست. این بدان معناست که اپلیکیشن ها را می توان بدون تایید یا اعتماد دیگران و با استفاده از بلاک چین به عنوان لایه انتقال به شبکه اضافه کرد.
بیتکوین و سایر ارزهای دیجیتال در حال حاضر با الزام ورودیهای جدید به همراه اثبات کار، بلاک چین خود را ایمن میکنند. برای طولانی کردن بلاک چین، بیت کوین از پازل های هش کش استفاده می کند. در حالی که Hashcash در سال 1997 توسط آدام بک طراحی شد، ایده اصلی برای اولین بار توسط سینتیا دورک و مونی ناور و الی پونیاتوفسکی در مقاله سال 1992 "قیمت گذاری از طریق پردازش یا مبارزه با نامه های ناخواسته" ارائه شد.
در سال 2016، سرمایهگذاری ریسکپذیر برای پروژههای مرتبط با بلاک چین در ایالات متحده ضعیف شد، اما در چین افزایش یافت. بیت کوین و بسیاری دیگر از ارزهای دیجیتال از بلاک چین های باز (عمومی) استفاده می کنند. از آوریل 2018، بیت کوین بالاترین ارزش بازار را دارد.
بلاک چین های مجاز از یک لایه کنترل دسترسی برای کنترل افرادی که به شبکه دسترسی دارند استفاده می کنند. برخلاف شبکه های بلاک چین عمومی، اعتبار سنجی ها در شبکه های بلاک چین خصوصی توسط مالک شبکه بررسی می شوند. آنها برای تایید تراکنش ها به گره های ناشناس متکی نیستند و از اثر شبکه بهره نمی برند. بلاک چین های مجاز نیز می توانند با نام بلاک چین «کنسرسیوم» خوانده شوند. استدلال شده است که بلاک چین های مجاز می توانند سطح معینی از عدم تمرکز را تضمین کنند، در صورتی که به دقت طراحی شوند، برخلاف بلاک چین های بدون مجوز، که اغلب در عمل متمرکز هستند.
نیکولای همپتون در Computerworld اشاره کرد که "همچنین نیازی به حمله 51 درصدی به یک بلاک چین خصوصی نیست، زیرا بلاک چین خصوصی (به احتمال زیاد) در حال حاضر 100 درصد از تمام منابع ایجاد بلاک را کنترل می کند. اگر می توانید حمله کنید یا به آن آسیب بزنید. ابزارهای ایجاد بلاک چین بر روی یک سرور شرکت خصوصی، میتوانید به طور موثر ۱۰۰ درصد شبکه آنها را کنترل کنید و تراکنشها را هر طور که میخواهید تغییر دهید. این مجموعه ای از پیامدهای نامطلوب به ویژه عمیق در طول یک بحران مالی یا بحران بدهی مانند بحران مالی 2007-2008 دارد، جایی که بازیگران قدرتمند سیاسی ممکن است تصمیماتی بگیرند که به نفع برخی گروه ها به قیمت از دست دادن گروه های دیگر باشد، و "بلاک چین بیت کوین توسط محافظت می شود. بعید است که هر بلاک چین خصوصی با استفاده از گیگاوات قدرت محاسباتی سعی کند از سوابق محافظت کند - این کار وقت گیر و گران است." او همچنین گفت: "در یک بلاک چین خصوصی نیز "مسابقه" وجود ندارد؛ هیچ انگیزه ای برای استفاده از قدرت بیشتر یا کشف سریع بلوک ها نسبت به رقبا وجود ندارد.
تجزیه و تحلیل بلاک چین های عمومی با محبوبیت بیت کوین، اتریوم، لایت کوین و سایر ارزهای دیجیتال اهمیت فزاینده ای پیدا کرده است. یک بلاک چین، اگر عمومی باشد، به هر کسی که میخواهد به مشاهده و تجزیه و تحلیل دادههای زنجیره دسترسی داشته باشد، با توجه به اینکه دانش فنی لازم را دارد، میدهد.
فرآیند درک و دسترسی به جریان کریپتو برای بسیاری از ارزهای دیجیتال، صرافیهای رمزنگاری و بانکها یک مشکل بوده است. دلیل این امر اتهامات ارزهای رمزنگاری شده مبتنی بر بلاک چین است که تجارت غیرقانونی مواد مخدر، اسلحه، پولشویی و غیره را در بازار تاریک امکان پذیر می کند. یک باور رایج این بوده است که رمزارز خصوصی و غیرقابل ردیابی است، بنابراین بسیاری از بازیگران از آن برای مقاصد غیرقانونی استفاده می کنند. این در حال تغییر است و اکنون شرکتهای تخصصی فناوری خدمات ردیابی بلاک چین را ارائه میکنند و صرافیهای رمزنگاری، مجری قانون و بانکها را بیشتر از آنچه در رابطه با وجوه ارز دیجیتال و صرافیهای فیات-کریپتو میگذرد، آگاه میکنند.
برخی استدلال می کنند که این توسعه باعث شده است که مجرمان استفاده از رمزارزهای جدید مانند Monero را در اولویت قرار دهند. سوال در مورد دسترسی عمومی به داده های بلاک چین و حفظ حریم خصوصی همان داده ها است. این یک بحث کلیدی در ارزهای دیجیتال و در نهایت در بلاک چین است.
در آوریل 2016، استانداردهای استرالیا پیشنهادی را به سازمان بین المللی استاندارد ارائه کرد تا استانداردهایی را برای پشتیبانی از فناوری بلاک چین در نظر بگیرد. این پیشنهاد منجر به ایجاد کمیته فنی ISO 307، بلاک چین و فناوری های دفتر کل توزیع شده شد. کمیته فنی دارای گروه های کاری مربوط به اصطلاحات بلاک چین، معماری مرجع، امنیت و حریم خصوصی، هویت، قراردادهای هوشمند، حاکمیت و قابلیت همکاری برای بلاک چین و DLT، و همچنین استانداردهای ویژه بخش های صنعت و الزامات عمومی دولت است. بیش از 50 کشور به همراه رابطین خارجی مانند انجمن ارتباطات مالی بین بانکی جهانی (SWIFT)، کمیسیون اروپا، فدراسیون بین المللی نقشه برداران، اتحادیه بین المللی مخابرات (ITU) و کمیسیون اقتصادی سازمان ملل متحد در فرآیند استانداردسازی شرکت می کنند. برای اروپا (UNECE).
بسیاری دیگر از نهادهای استاندارد ملی و نهادهای استاندارد باز نیز روی استانداردهای بلاک چین کار می کنند. اینها عبارتند از: موسسه ملی استانداردها و فناوری (NIST)، کمیته اروپایی استانداردسازی الکتروتکنیکی (CENELEC)، موسسه مهندسین برق و الکترونیک (IEEE)، سازمان پیشرفت استانداردهای اطلاعات ساختاریافته (OASIS)، و برخی افراد شرکت کنندگان در کارگروه مهندسی اینترنت (IETF).
اگرچه بیشتر پیاده سازی بلاک چین غیرمتمرکز و توزیع شده است، اوراکل یک ویژگی جدول بلاک چین متمرکز را در پایگاه داده Oracle 21c راه اندازی کرد. جدول بلاک چین در پایگاه داده Oracle 21c یک بلاک چین متمرکز است که ویژگی های تغییرناپذیری را ارائه می دهد. در مقایسه با بلاکچینهای غیرمتمرکز، بلاکچینهای متمرکز معمولاً نسبت به بلاکچینهای توزیعشده مبتنی بر اجماع، توان عملیاتی بالاتر و تأخیر کمتری از تراکنشها را فراهم میکنند.
در حال حاضر، حداقل چهار نوع بلوک وجود دارد
شبکه های ckchain - بلاک چین های عمومی، بلاک چین های خصوصی، بلاک چین های کنسرسیوم و بلاک چین های ترکیبی.
یک بلاک چین عمومی مطلقاً هیچ محدودیتی برای دسترسی ندارد. هر کسی با اتصال به اینترنت میتواند تراکنشها را به آن بفرستد و همچنین اعتبارسنجی شود (یعنی در اجرای یک پروتکل اجماع شرکت کند). معمولاً، چنین شبکه هایی برای کسانی که آنها را ایمن می کنند و از نوعی الگوریتم اثبات سهام یا اثبات کار استفاده می کنند، انگیزه های اقتصادی ارائه می دهند.
برخی از بزرگترین و شناخته شده ترین بلاک چین های عمومی، بلاک چین بیت کوین و بلاک چین اتریوم هستند.
یک بلاک چین خصوصی مجاز است. کسی نمی تواند به آن بپیوندد مگر اینکه توسط مدیران شبکه دعوت شود. دسترسی شرکت کننده و تایید کننده محدود شده است. برای تمایز بین بلاک چینهای باز و سایر برنامههای پایگاه داده غیرمتمرکز همتا به همتا که خوشههای محاسباتی موقت نیستند، اصطلاح دفتر کل توزیع شده (DLT) معمولاً برای بلاک چینهای خصوصی استفاده میشود.
یک بلاک چین ترکیبی دارای ترکیبی از ویژگی های متمرکز و غیرمتمرکز است. عملکرد دقیق زنجیره می تواند بر اساس اینکه کدام بخش از تمرکز و عدم تمرکز استفاده می شود متفاوت باشد.
سایدچین نامی برای دفتر کل بلاک چین است که به موازات یک بلاک چین اولیه اجرا می شود. ورودیهای بلاک چین اولیه (که در آن ورودیهای گفته شده معمولاً داراییهای دیجیتال را نشان میدهند) میتوانند به زنجیره جانبی و از آن مرتبط شوند. این به زنجیره جانبی اجازه میدهد تا مستقل از بلاکچین اولیه عمل کند (به عنوان مثال، با استفاده از یک ابزار جایگزین برای نگهداری سوابق، الگوریتم اجماع متناوب، و غیره).
فناوری بلاک چین را می توان در چندین حوزه ادغام کرد. استفاده اولیه از بلاک چین ها به عنوان دفتر کل توزیع شده برای ارزهای دیجیتال مانند بیت کوین است. همچنین چند محصول عملیاتی دیگر وجود داشتند که تا اواخر سال 2016 از اثبات مفهوم کامل شده بودند. از سال 2016، برخی از کسب و کارها در حال آزمایش این فناوری و اجرای سطح پایین برای سنجش تأثیرات بلاک چین بر کارایی سازمانی در دفتر پشتی خود بودند.
در سال 2019، تخمین زده شد که حدود 2.9 میلیارد دلار در فناوری بلاک چین سرمایه گذاری شده است که نشان دهنده افزایش 89 درصدی نسبت به سال قبل است. علاوه بر این، International Data Corp تخمین زده است که سرمایهگذاری شرکتها در فناوری بلاک چین تا سال 2022 به 12.4 میلیارد دلار خواهد رسید. علاوه بر این، طبق گزارش PricewaterhouseCoopers (PwC)، دومین شبکه بزرگ خدمات حرفهای در جهان، فناوری بلاک چین پتانسیل ایجاد یک سالانه را دارد. ارزش تجاری بیش از 3 تریلیون دلار تا سال 2030. تخمین PwC با مطالعه ای که در سال 2018 انجام داده است، بیشتر شده است، که در آن PwC از 600 مدیر کسب و کار نظرسنجی کرد و مشخص کرد که 84٪ حداقل تا حدودی در معرض استفاده از فناوری بلاک چین قرار دارند، که این امر حاکی از میزان قابل توجهی است به تقاضا و علاقه به فناوری بلاک چین.
استفاده فردی از فناوری بلاک چین نیز از سال 2016 به شدت افزایش یافته است. طبق آمار در سال 2020، بیش از 40 میلیون کیف پول بلاک چین در سال 2020 در مقایسه با حدود 10 میلیون کیف پول بلاک چین در سال 2016 وجود داشت.
اکثر ارزهای دیجیتال از فناوری بلاک چین برای ثبت تراکنش ها استفاده می کنند. برای مثال، شبکه بیت کوین و شبکه اتریوم هر دو بر پایه بلاک چین هستند. در 8 می 2018 فیس بوک تایید کرد که یک گروه بلاک چین جدید را افتتاح خواهد کرد که توسط دیوید مارکوس، که قبلا مسئول مسنجر بود، هدایت می شود. پلتفرم ارز دیجیتال برنامه ریزی شده فیس بوک، لیبرا (که اکنون با نام دیم شناخته می شود)، به طور رسمی در 18 ژوئن 2019 معرفی شد.
شرکت جنایی Silk Road که در Tor فعالیت میکرد، از ارزهای دیجیتال برای پرداختها استفاده میکرد که دولت فدرال ایالات متحده برخی از آنها را از طریق تحقیق در مورد بلاک چین و مصادره آن تصرف کرده است.
دولت ها سیاست های متفاوتی در مورد قانونی بودن شهروندان خود یا بانک های صاحب ارزهای دیجیتال دارند. چین فناوری بلاک چین را در چندین صنعت از جمله یک ارز دیجیتال ملی اجرا می کند که در سال 2020 راه اندازی شد. برای تقویت ارزهای مربوطه خود، دولت های غربی از جمله اتحادیه اروپا و ایالات متحده پروژه های مشابهی را آغاز کرده اند.
قراردادهای هوشمند مبتنی بر بلاک چین، قراردادهای پیشنهادی هستند که می توانند به طور جزئی یا کامل اجرا یا بدون تعامل انسانی اجرا شوند. یکی از اهداف اصلی یک قرارداد هوشمند، سپردن خودکار است.
یکی از ویژگیهای کلیدی قراردادهای هوشمند این است که آنها نیازی به شخص ثالث قابل اعتماد (مانند یک متولی) ندارند تا به عنوان یک واسطه بین نهادهای قراردادی عمل کند - شبکه بلاک چین قرارداد را به تنهایی اجرا میکند. این ممکن است اصطکاک بین موجودیت ها را هنگام انتقال ارزش کاهش دهد و متعاقباً می تواند دری را به سطح بالاتری از اتوماسیون تراکنش باز کند.
بحث کارکنان صندوق بین المللی پول در سال 2018 گزارش داد که قراردادهای هوشمند مبتنی بر فناوری بلاک چین ممکن است خطرات اخلاقی را کاهش داده و به طور کلی استفاده از قراردادها را بهینه کند. اما "هیچ سیستم قرارداد هوشمند قابل دوام هنوز ظهور نکرده است." به دلیل عدم استفاده گسترده وضعیت قانونی آنها نامشخص بود.
به گفته ریسون، بسیاری از بانکها علاقه خود را به پیادهسازی دفتر کل توزیعشده برای استفاده در بانکداری ابراز کردهاند و با شرکتهایی که بلاک چینهای خصوصی را ایجاد میکنند، همکاری میکنند، و طبق مطالعه سپتامبر 2016 IBM، این امر سریعتر از حد انتظار رخ میدهد.
بانکها به این فناوری علاقهمند هستند زیرا پتانسیل افزایش سرعت سیستمهای تسویه حساب پشتیبان را دارد. علاوه بر این، همانطور که صنعت بلاک چین به بلوغ اولیه رسیده است، قدردانی نهادی افزایش یافته است که عملاً زیرساخت یک صنعت مالی کاملاً جدید است، با تمام پیامدهای آن.
بانکهایی مانند UBS در حال افتتاح آزمایشگاههای تحقیقاتی جدیدی هستند که به فناوری بلاک چین اختصاص داده شدهاند تا بررسی کنند چگونه میتوان از بلاک چین در خدمات مالی برای افزایش کارایی و کاهش هزینهها استفاده کرد.
برنبرگ، یک بانک آلمانی، بر این باور است که بلاک چین یک "فناوری بیش از حد" است که تعداد زیادی "اثبات مفهوم" داشته است، اما همچنان چالشهای بزرگ و داستانهای موفقیت بسیار کمی دارد.
بلاک چین همچنین باعث ایجاد پیشنهادات اولیه سکه (ICO) و همچنین دسته جدیدی از دارایی های دیجیتال به نام پیشنهادات رمز امنیتی (STOs) شده است که گاهی اوقات به آن پیشنهادات امنیت دیجیتال (DSOs) نیز گفته می شود. STO/DSOs ممکن است به صورت خصوصی یا در بورس اوراق بهادار تنظیمشده عمومی انجام شود و برای نمادسازی داراییهای سنتی مانند سهام شرکت و همچنین داراییهای نوآورانهتر مانند مالکیت معنوی، املاک و مستغلات، هنر یا محصولات فردی استفاده میشود. تعدادی از شرکتها در این فضا فعال هستند و خدماتی را برای توکنسازی، STOهای خصوصی و STOهای عمومی ارائه میدهند.
فناوری بلاک چین، مانند ارزهای دیجیتال و توکنهای غیرقابل تعویض (NFT) در بازیهای ویدیویی برای کسب درآمد استفاده شده است. بسیاری از بازیهای سرویس زنده، گزینههای سفارشیسازی درون بازی را ارائه میکنند، مانند پوسته شخصیت یا سایر آیتمهای درون بازی، که بازیکنان میتوانند آنها را کسب کنند و با استفاده از ارز درون بازی با دیگر بازیکنان معامله کنند.
برخی از بازیها همچنین امکان داد و ستد اقلام مجازی را با استفاده از ارزهای واقعی فراهم میکنند، اما این ممکن است در برخی از کشورهایی که بازیهای ویدیویی شبیه قمار هستند غیرقانونی باشد و منجر به مشکلات بازار خاکستری مانند قمار پوستی شده است، و بنابراین ناشران معمولاً از اجازه دادن به بازیکنان برای کسب درآمد واقعی از بازی ها خودداری کردند. بازیهای بلاک چین معمولاً به بازیکنان این امکان را میدهند که این آیتمهای درون بازی را با ارز دیجیتال مبادله کنند، که سپس میتواند با پول مبادله شود.
اولین بازی شناخته شده ای که از فناوری های بلاک چین استفاده کرد، CryptoKitties بود که در نوامبر 2017 راه اندازی شد، جایی که بازیکن NFT ها را با ارز دیجیتال اتریوم خریداری می کرد، هر NFT شامل یک حیوان خانگی مجازی بود که بازیکن می توانست با دیگران پرورش دهد تا فرزندانی با ویژگی های ترکیبی به عنوان NFT های جدید ایجاد کند. این بازی در دسامبر 2017 زمانی که یک حیوان خانگی مجازی بیش از 100000 دلار آمریکا فروخته شد، خبرساز شد. CryptoKitties همچنین مشکلات مقیاسپذیری بازیهای روی اتریوم را زمانی که در اوایل سال ۲۰۱۸ شلوغی قابلتوجهی در شبکه اتریوم ایجاد کرد، نشان داد و تقریباً ۳۰ درصد از کل تراکنشهای اتریوم برای بازی بود.
در اوایل دهه 2020، موفقیتی در بازیهای ویدیویی با استفاده از بلاک چین به دست نیامده بود، زیرا این بازیها تمایل دارند به جای استفاده از اشکال سنتیتر گیمپلی، که جذابیت محدودی برای اکثر بازیکنان ایجاد میکند، روی استفاده از بلاک چین برای حدس و گمان تمرکز کنند. چنین بازی هایی همچنین ریسک بالایی برای سرمایه گذاران دارند زیرا پیش بینی درآمد آنها دشوار است. با این حال، موفقیتهای محدود برخی از بازیها، مانند Axie Infinity در طول همهگیری COVID-19، و برنامههای شرکتها به سمت محتوای متاورس، علاقهمندی به حوزه GameFi را افزایش داد، اصطلاحی که تقاطع بازیهای ویدیویی و تامین مالی را که معمولاً توسط ارز بلاکچین پشتیبانی میشود، توصیف میکند. در نیمه دوم سال 2021. چندین ناشر بزرگ، از جمله Ubisoft، Electronic Arts، و Take Two Interactive، اعلام کردهاند که بازیهای مبتنی بر بلاک چین و NFT در آینده مورد توجه جدی شرکتهایشان قرار خواهند گرفت.
در اکتبر 2021، شرکت Valve بازیهای بلاک چین، از جمله آنهایی که از ارزهای دیجیتال و NFT استفاده میکنند را از میزبانی در سرویس فروشگاه دیجیتال Steam خود که بهطور گسترده برای بازیهای رایانهای شخصی استفاده میشود، ممنوع کرد و ادعا کرد که این گسترش سیاستهای آنها در ممنوعیت بازیهای ارائهشده در آیتم های بازی با ارزش واقعی پیشینه قبلی Valve در قمار، به ویژه قمار پوست، به عنوان عاملی در تصمیم گیری برای ممنوعیت بازی های بلاک چین حدس زده می شد. روزنامهنگاران و بازیکنان به تصمیم Valve پاسخ مثبت دادند زیرا بازیهای بلاک چین و NFT به کلاهبرداری و کلاهبرداری در بین اکثر گیمرهای رایانه شخصی شهرت دارند، Epic Games که فروشگاه Epic Games را در رقابت با Steam اداره میکند، گفت که آنها برای بازیهای بلاک چین پذیرفته شده باز هستند. در پی امتناع Valve.
چندین تلاش مختلف برای به کارگیری بلاک چین در مدیریت زنجیره تامین انجام شده است.
استخراج کالاهای گرانبها - فناوری بلاک چین برای ردیابی منشاء سنگ های قیمتی و سایر کالاهای گرانبها استفاده شده است. در سال 2016،
وال استریت ژورنال گزارش داد که شرکت فناوری بلاکچین Everledger با سرویس ردیابی مبتنی بر بلاک چین IBM برای ردیابی منشأ الماسها همکاری میکند تا اطمینان حاصل شود که آنها از نظر اخلاقی استخراج شدهاند. از سال 2019، شرکت بازرگانی الماس (DTC) در ساخت یک محصول زنجیره تامین تجارت الماس به نام Tracr مشارکت داشته است.
تامین غذا - از سال 2018، والمارت و IBM آزمایشی را برای استفاده از یک سیستم مبتنی بر بلاک چین برای نظارت بر زنجیره تامین کاهو و اسفناج اجرا می کردند - همه گره های بلاک چین توسط Walmart اداره می شدند و در ابر IBM قرار داشتند.
صنعت مد - یک رابطه غیرشفاف بین برندها، توزیع کنندگان و مشتریان در صنعت مد وجود دارد که از توسعه پایدار و پایدار صنعت مد جلوگیری می کند. بلاک چین این کمبود را جبران می کند و اطلاعات را شفاف می کند و مشکل توسعه پایدار صنعت را حل می کند.
چندین تلاش مختلف برای ارائه خدمات نام دامنه از طریق بلاک چین وجود دارد. این نامهای دامنه را میتوان با استفاده از یک کلید خصوصی کنترل کرد، که ظاهراً به وبسایتهای غیرقابل سانسور اجازه میدهد. این همچنین توانایی یک ثبت کننده برای سرکوب دامنه های مورد استفاده برای کلاهبرداری، سوء استفاده یا محتوای غیرقانونی را دور می زند.
Namecoin یک ارز دیجیتال است که از دامنه سطح بالای «.bit» (TLD) پشتیبانی می کند. Namecoin در سال 2011 از بیت کوین جدا شد. بیت TLD توسط ICANN تحریم نشده است، در عوض به یک ریشه DNS جایگزین نیاز دارد. تا سال 2015، 28 وب سایت از 120000 نام ثبت شده از آن استفاده کردند. Namecoin در سال 2019 توسط OpenNIC به دلیل بدافزار و سایر مشکلات قانونی دیگر حذف شد. دیگر جایگزین های بلاک چین برای ICANN عبارتند از The Handshake Network، EmerDNS و Unstoppable Domains.
TLD های خاص شامل «.eth»، «.luxe» و «.kred» هستند که از طریق سرویس نام اتریوم (ENS) با بلاک چین اتریوم مرتبط هستند. TLD .kred همچنین به عنوان جایگزینی برای آدرسهای کیف پول ارزهای دیجیتال معمولی عمل میکند، زیرا برای انتقال ارزهای دیجیتال راحت است.
فناوری بلاک چین میتواند برای ایجاد یک سیستم دفتر کل دائمی، عمومی و شفاف برای جمعآوری دادههای مربوط به فروش، ردیابی استفاده دیجیتال و پرداختها به سازندگان محتوا، مانند کاربران بیسیم یا نوازندگان، استفاده شود.
نظرسنجی CIO 2019 گارتنر گزارش داد که 2 درصد از پاسخ دهندگان آموزش عالی پروژه های بلاک چین را راه اندازی کرده اند و 18 درصد دیگر در حال برنامه ریزی پروژه های دانشگاهی در 24 ماه آینده هستند. در سال 2017، IBM با ASCAP و PRS for Music همکاری کرد تا از فناوری بلاک چین در توزیع موسیقی استفاده کند. سرویس Mycelia Imogen Heap نیز به عنوان جایگزینی مبتنی بر بلاک چین پیشنهاد شده است "که به هنرمندان کنترل بیشتری بر نحوه گردش آهنگها و دادههای مرتبط با آنها در میان طرفداران و سایر نوازندگان میدهد."
روش های توزیع جدیدی برای صنعت بیمه مانند بیمه همتا به همتا، بیمه پارامتریک و بیمه خرد پس از پذیرش بلاک چین در دسترس است. اقتصاد اشتراکگذاری و اینترنت اشیا نیز قرار است از بلاکچینها سود ببرند، زیرا در آنها همتایان زیادی مشارکت دارند. استفاده از بلاک چین در کتابخانه ها با کمک مالی موسسه خدمات موزه و کتابخانه ایالات متحده در حال بررسی است.
طرح های دیگر بلاک چین عبارتند از Hyperledger، تلاش مشترک بنیاد لینوکس برای پشتیبانی از دفتر کل توزیع شده مبتنی بر بلاک چین، با پروژه های تحت این ابتکار از جمله Hyperledger Burrow (توسط Monax) و Hyperledger Fabric (به رهبری IBM). دیگری Quorum، یک بلاک چین خصوصی مجاز توسط JPMorgan Chase با فضای ذخیره سازی خصوصی است که برای برنامه های کاربردی قرارداد استفاده می شود.
اوراکل یک ویژگی جدول بلاک چین را در پایگاه داده Oracle 21c خود معرفی کرد.
بلاک چین همچنین در تجارت انرژی همتا به همتا استفاده می شود.
بلاک چین را می توان با مرتبط کردن شناسه های منحصر به فرد به محصولات، اسناد و محموله ها و ذخیره سوابق مرتبط با تراکنش هایی که قابل جعل یا تغییر نیستند، در شناسایی تقلبی ها استفاده کرد. با این حال، استدلال میشود که فناوری بلاک چین باید با فناوریهایی تکمیل شود که پیوند قوی بین اشیاء فیزیکی و سیستمهای بلاک چین ایجاد میکند. EUIPO با هدف «تعریف، آزمایش و پیادهسازی» زیرساختهای ضد جعل در سطح اروپا، یک انجمن بلوکآهن ضد جعل ایجاد کرد. سازمان استاندارد هلندی NEN از بلاک چین همراه با کدهای QR برای احراز هویت گواهی ها استفاده می کند.
با افزایش تعداد سیستمهای بلاک چین، حتی تنها آنهایی که از ارزهای رمزپایه پشتیبانی میکنند، ظاهر میشوند، قابلیت همکاری بلاک چین به موضوعی مهم تبدیل شده است. هدف، پشتیبانی از انتقال دارایی ها از یک سیستم بلاک چین به سیستم بلاک چین دیگر است. وگنر اظهار داشت که "همکاری توانایی دو یا چند جزء نرم افزاری برای همکاری با وجود تفاوت در زبان، رابط و پلت فرم اجرا است." بنابراین، هدف از قابلیت همکاری بلاک چین، حمایت از چنین همکاری بین سیستم های بلاک چین، با وجود آن نوع تفاوت ها است.
در حال حاضر چندین راه حل های قابلیت همکاری موجود است. آنها را می توان به سه دسته طبقه بندی کرد: رویکردهای قابلیت همکاری ارزهای دیجیتال، موتورهای بلاک چین و اتصال دهنده های بلاک چین.
چندین شرکت کننده انفرادی IETF پیش نویس معماری قابلیت همکاری بلاک چین را تهیه کردند.
استخراج بلاک چین - محاسبات کامپیوتری همتا به همتا که تراکنش ها توسط آن اعتبار و تایید می شوند - به مقدار قابل توجهی انرژی نیاز دارد. در ژوئن 2018، بانک تسویه حساب های بین المللی از استفاده از بلاک چین های اثبات کار عمومی به دلیل مصرف بالای انرژی آنها انتقاد کرد. در سال 2021، مطالعه ای توسط دانشگاه کمبریج مشخص کرد که بیت کوین (با 121 تراوات ساعت در سال) بیشتر از آرژانتین (با 121 تراوات ساعت) و هلند (109 تراوات ساعت) برق مصرف می کند. به گفته Digiconomist، یک تراکنش بیت کوین به 708 کیلووات ساعت انرژی الکتریکی نیاز دارد، مقداری که یک خانوار آمریکایی به طور متوسط در 24 روز مصرف کرده است.
در فوریه 2021، جانت یلن، وزیر خزانه داری ایالات متحده، بیت کوین را "روشی بسیار ناکارآمد برای انجام تراکنش ها" خواند و گفت: "میزان انرژی مصرف شده در پردازش این تراکنش ها خیره کننده است." در مارس 2021، بیل گیتس بیان کرد که "بیت کوین در هر تراکنش از هر روش دیگری که برای بشر شناخته شده است، از برق بیشتری استفاده می کند" و افزود: "این یک چیز اقلیمی عالی نیست."
نیکلاس ویور، از مؤسسه بینالمللی علوم رایانه در دانشگاه کالیفرنیا، برکلی، امنیت آنلاین بلاک چین و کارایی انرژی بلاک چینهای عمومی اثبات کار را بررسی کرد و در هر دو مورد آن را به شدت ناکافی دانست. 31 تا 45 تراوات ساعت برق مصرف شده برای بیت کوین در سال 2018 بین 17 تا 22.9 میلیون تن CO2 تولید کرد. تا سال 2022، دانشگاه کمبریج و Digiconomist تخمین زدند که دو بزرگترین بلاک چین اثبات کار، بیت کوین و اتریوم، در مجموع دو برابر کل سوئد در یک سال مصرف میکردند که منجر به انتشار 120 میلیون تن شد.
در صنعت کریپتوکارنسی، نگرانی در مورد مصرف بالای انرژی، برخی از شرکتها را وادار کرده است که از مدل بلاک چین اثبات کار به مدل اثبات سهام کم انرژی بروند. دانشگاهیان و محققان تخمین زده اند که بیت کوین 100000 برابر بیشتر از شبکه های اثبات سهام انرژی مصرف می کند.
در اکتبر 2014، MIT Bitcoin Club، با کمک مالی فارغ التحصیلان MIT، امکان دسترسی به 100 دلار بیت کوین را برای دانشجویان مقطع کارشناسی موسسه فناوری ماساچوست فراهم کرد. نرخ پذیرش، همانطور که توسط کاتالینی و تاکر (2016) مطالعه شد، نشان داد که وقتی افرادی که معمولاً فناوریها را زودتر قبول میکنند، با تأخیر دسترسی پیدا میکنند، تمایل به رد فناوری دارند. بسیاری از دانشگاهها در سال 2017 دپارتمانهایی را با تمرکز بر کریپتو و بلاک چین، از جمله MIT، تأسیس کردهاند. طبق گزارش فایننشال تایمز، در همان سال، ادینبورگ به "یکی از اولین دانشگاههای بزرگ اروپایی تبدیل شد که دوره بلاک چین را راهاندازی کرد."
تصمیم به فرزندخواندگی
انگیزه های پذیرش فناوری بلاک چین (جنبه ای از پذیرش نوآوری) توسط محققان بررسی شده است. برای مثال، یانسن و همکاران. چارچوبی برای تجزیه و تحلیل ارائه کرد، و کونز و نظرسنجی اشاره کردند که پذیرش می تواند به شدت توسط عوامل غیرفنی هدایت شود. لی بر اساس مدلهای رفتاری، تفاوتهای بین پذیرش در سطح فردی و سطوح سازمانی را مورد بحث قرار داده است.
همکاری
محققان در زمینه تجارت و مدیریت مطالعه نقش بلاک چین را برای حمایت از همکاری آغاز کرده اند. استدلال شده است که زنجیرههای بلوکی میتوانند هم همکاری (یعنی جلوگیری از رفتار فرصتطلبانه) و هم هماهنگی (یعنی ارتباطات و اشتراکگذاری اطلاعات) را تقویت کنند. به لطف قابلیت اطمینان، شفافیت، قابلیت ردیابی سوابق و تغییر ناپذیری اطلاعات، بلاک چین ها همکاری را به گونه ای تسهیل می کنند که هم با استفاده سنتی از قراردادها و هم با هنجارهای رابطه ای متفاوت است.
برخلاف قراردادها، بلاک چین ها مستقیماً به سیستم قانونی برای اجرای توافقات متکی نیستند. علاوه بر این، برخلاف استفاده از هنجارهای رابطهای، بلاک چینها نیازی به اعتماد یا ارتباط مستقیم بین همکاران ندارند.
نیاز به ممیزی داخلی برای نظارت مؤثر بر کارایی سازمانی مستلزم تغییر در نحوه دسترسی به اطلاعات در قالبهای جدید است. پذیرش بلاک چین نیازمند چارچوبی برای شناسایی خطر مواجهه با تراکنشهای استفاده از بلاک چین است. موسسه حسابرسان داخلی نیاز به حسابرسان داخلی را برای رسیدگی به این فناوری تحول آفرین شناسایی کرده است. روشهای جدیدی برای توسعه برنامههای حسابرسی که تهدیدها و خطرات را شناسایی میکنند، مورد نیاز است. مطالعه بنیاد حسابرسی داخلی، بلاک چین و حسابرسی داخلی، این عوامل را ارزیابی می کند. موسسه حسابداران رسمی آمریکا نقش های جدیدی را برای حسابرسان در نتیجه بلاک چین مشخص کرده است.
شبکه اجتماعی تیک تاک که در سال های اخیر به یکی از بزرگترین شبکه های اجتماعی جهان تبدیل شده، گزارش (Insight) بازدیدکنندگان و دنبال کنندگان را برای تولید کنندگان محتوا فراهم کرد.
از این پس فروشندگان محتوا می توانند اطلاعات مختصر مفید در مورد دموگرافی، رفتار و علایق مخاطبان خود به دست آورند. به توصیه تیک تاک این اطلاعات نه برای محدود کردن محتوای آینده به دموگرافی مخاطبان، که برای دریافت بینشی در مورد مخاطبان به کار گرفته شود.
TikTok Insights به صورت رایگان در اختیار فروشندگان قرار گرفته است.
مخاطبان تیک تاک به طور متوسط 52 دقیقه بعد از لاگین در این پلتفرم زمان سپری می کنند. 90 درصد مخاطبان این اپ هر روز وارد این اپ می شوند.
زمان زیادی از انتشار پستی با عنوان کسب رمزارز رایگان گذشته و با اینکه بارها آن پست را بروزرسانی کردیم، احساس کردیم وقت آن رسیده است که پستی دیگر منتشر کنیم و سایت های جدید را معرفی کنیم. پست قبلی همچنان معتبر است و در این پست سایت هایی که در آن پست معرفی نشده اند، آورده شده اند.
با توجه به اینکه اکثر این سایت ها جدید هستند، احتمال اینکه در آینده فعالیت خود را متوقف کنند وجود دارد. بنابراین در اولین فرصت رمزارزهای خود را از آن ها بیرون بکشید.
1- Earnbitmoon
فاست هر 5 دقیقه (0.0005)
قسمت کلیکی (PTC ads)
قسمت لینک کوتاه که یکی یکی امکان حلشان را دارید.
قسمت های دیگر از قبیل Achievements، Chaleenges، Referral و ...
حداقل برداشت: 0.20
2- FireFaucet
فاست هر نیم ساعت، قسمت PTC، قسمت Shortlinks و همچنین Daily Bonus
Shortlink ها را می توانید همزمان همه شان را حل کنید.
Level Bonus ها و Achievements و Happy hour عایدی شما از بخش های دیگر را تا 100% افزایش خواهند داد.
Happy Hour ها روز های شنبه و یکشنبه در ساعت UTC +2 و UTC +14 هستند که Autofaucet در این ساعت ها 50% بیشتر می دهد.
3- SimpleBits
دارای:
Faucet هر نیم ساعت
PTC
Shortlinks
Challenges
Acievements
محتوا جوهره اینترنت را تشکیل می دهد و به اشکال مختلفی وجود دارد که تکرار اینترنتی فعلی Web2 از آنها پشتیبانی می کند - متن، صدا، ویدئو یا ترکیبی از هر سه. با این حال، محتوا به ندرت یک منبع رایگان است. این سازندگان محتوا هستند که اکنون به رهبران افکار، تأثیرگذاران و سنگ بنای بسیاری از خدمات حیاتی که مشاغل به آنها تکیه می کنند، تبدیل می شوند، مانند تبلیغات، بازاریابی و مدیریت روابط عمومی.
نیاز به محتوا و تلاش آن برای استقلال - که توسط هزاران وبلاگ نویس و مجری مستقل تجسم یافته است - باعث ایجاد یک اقتصاد آنلاین عظیم شده است که استعدادها را معامله می کند و اغلب حجم فروش زیادی را به ارمغان می آورد. این اقتصاد را اقتصاد خالق نامیدهاند: چارچوبی مالی که به افراد مستقل اجازه میدهد از طریق ارائه محتوایی که مخاطبان حاضر به پرداخت برای مصرف آنها هستند، از ابراز خود درآمد کسب کنند.
یک نیروی در حال افزایش
اقتصاد خالق یک نیروی فوقالعاده است: یک پدیده آنلاین منحصر به فرد که از آستانه 104 میلیارد دلاری بازار در پایان سال 2021 فراتر رفت. کارشناسان در مورد پیش بینی اندازه بازار بالقوه اقتصاد خالق در آینده نزدیک مردد هستند.
دلیل فقدان پیشبینیهای ملموس این است که اقتصاد خالق یک پدیده بسیار جوان است که با همهگیری COVID-19 آغاز شد. این قرنطینه ها موجی از استعداد را در میان افرادی که در داخل خانه محصور شده بودند برانگیخت، و در نتیجه خلاقیتی آزاد شد که دیگرانی که در حبس به اشتراک گذاشته بودند، مشتاق بودند تا سرگرمی های بسیار مورد نیاز را مصرف کنند.
با توجه به اینکه خالقان خرد کارآفرین ارتباط نزدیکی با اینفلوئنسر مارکتینگ دارند، که حدود 13.8 میلیارد دلار در اندازه بازار است، میتوان چشماندازهایی را که گسترش بیشتر این پدیده به همراه دارد، درک کرد. مهمتر از آن، کارشناسان بر این باورند که انتقال به یک رسانه فنآوری جدید به سازندگان محتوا اجازه میدهد تا بازارها و صنایع را با فرصتهای جدید برای ارتقای محصول و خدمات تحت تأثیر قرار دهند.
تمرکززدایی استعدادها
بیش از 50 میلیون خالق اقتصاد استعدادهای خود را هدایت می کنند و بیش از 800 میلیون دلار سرمایه خطرپذیر جذب می کنند. چنین ارقامی جز سایه ای از آنچه بعداً می توانند تبدیل شوند، نیستند، زیرا مکان های جدید به سرعت در دسترس هستند.
توسعه فناوریهای بلاک چین منجر به انقلابی گسترده در سراسر بازارهای مالی شده است که به جای موسسات، افراد را توانمند میکند و مالکیت دادهها و وجوه را به دارندگان آنها هدایت میکند. کیفیت بلاک چین - تغییر ناپذیری، شفافیت کامل و ماهیت غیرقابل اعتماد عملیات - در بسیاری از صنایع نفوذ کرده است و تعادل جهت گیری کسب و کار را از اتکای متمرکز شرکتی به تمرکززدایی کاهش داده است. این تغییر در مفاهیم اساسی حاکم بر روابط بین شرکتکنندگان به تراکنشها، که توسط قراردادهای هوشمند تسهیل میشود، در اقتصاد ایجادکننده بیتوجه نمانده است.
با توجه به اینکه بخشهای مالی غیرمتمرکز و گیمفای در صنایع مربوطه خود به کار گرفته شدهاند و خیل عظیمی از کاربران را از رویکردهای مرسوم بانکداری و بازی منحرف میکنند، این فقط یک مسئله زمان بود که تأثیرگذاران و سازندگان محتوا تصمیم گرفتند که پارادایم را در محیطهای عملیاتی خود تغییر دهند. مدل تولید محتوا با ترکیب فناوریهای بلاک چین که به کاربران اجازه میدهد به تولیدکنندگان محتوا انگیزه دهند، برای همیشه تغییر کرده است، در حالی که سازندگان میتوانند در واقع استعداد خود را بدون نیاز به اشتراکگذاری درآمدها با پلتفرمهای میزبانی متمرکز و اغلب ناعادلانه کسب درآمد کنند.
متاورسی شدن
توسعه metaverses - محیطهای کاملا دیجیتالی که توسط بلاک چین در وب 3 و واقعیت مجازی قدرت میگیرند - نویدبخش عصر جدیدی در تولید محتوا خواهد بود. هرگز استعداد به چنین مجموعه ابزارهای پیشرفته ای برای تزیین حتی شجاع ترین ایده ها در آستانه دنیای واقعی و دیجیتال دسترسی نداشته است.
Metaverses به سازندگان اجازه می دهد تا با جزئیات گرافیکی خیره کننده هر چیزی را از یک کنسرت اپرا در فضای خالی در برابر پس زمینه سحابی ها گرفته تا یک جریان وبلاگ در یک جزیره متروک را تجسم کنند. هر خلاقیتی که بتوان به آن پی برد را می توان در متاورس به نفع همه طرف های درگیر اجرا کرد. با تکیه بر فرصتهای نامحدود متاورس در ترکیب آن با واقعیت مجازی، سازندگان محتوا قادر خواهند بود خلاقیت خود را آزاد کنند و به آن اجازه پرسه زدن آزادانه را بدهند. چنین وعدههایی در مورد کیفیت نامشخص محتوا را فقط میتوان برای مخاطب مشتاق بینندگانی که مشتاق تنوع بیشتر در انواع محتوای مصرفشده - و مهمتر از آن، تجربیات جدید هستند، توصیف کرد.
اساس بلاک چین متاورس مزایای بیشتری را برای سازندگان محتوا ارائه میکند، زیرا به آنها اجازه میدهد از مکانیسمهای مختلفی برای کسب درآمد از محتوای خود از طریق ماهیت همه کاره ارزهای دیجیتال داخلی استفاده کنند.
سازندگان میتوانند داراییهای دیجیتال خود را بر روی سازندگان خاص قرار دهند و آنها را تشویق کنند تا محتوای بیشتری از نوع خاصی را منتشر کنند. دیگران می توانند برای دسترسی به محتوای ویژه هزینه کنند، در حالی که دیگران می توانند به سادگی به سازندگان مورد علاقه خود با کمک های مالی پاداش دهند. راههای کسب درآمد بسیار زیاد است و تولیدکنندگان محتوا همیشه میتوانند مطمئن باشند که برای استعدادهایشان پول پرداخت میشود و هیچ پلتفرم میزبانی نمیتواند درآمد آنها را از بین ببرد.
حتی چشم اندازهای کسب و کارها از نظر نفوذ اقتصاد سازنده محتوا در متاورس، سودآورتر است. بازاریابی، تبلیغات و تبلیغات به طور کلی با محتوایی که میتواند به روشهای بیپایانی تنظیم شود و به طور یکپارچه در کانالهای سازندگان منتخب ادغام شود، امتیاز جدیدی در تکامل به دست میآورد. متاورس مرزهای کاملاً جدیدی را برای استقرار و دسترسی به مخاطبان برای کسبوکارها فراهم میکند، و سازندگان آن رمپهایی هستند که میتوانند محصولات و خدمات را در برابر پیروان خود به نمایش بگذارند - برای قیمتی.
آینده نگری دیجیتال
متاورس تکرار بعدی اینترنت است که امروزه می شناسیم: یک محیط کاملاً کاربر محور که هدف آن ارتقاء خلاقیت به سطح جدیدی است. با این حال، مخاطبان تنها منبع درآمد برای سازندگان محتوا نخواهند بود، زیرا کسبوکارها مشتاق هستند تا از این جایگاه سودآور بهره ببرند و از امکانات ارائه شده توسط ادغامهای تبلیغاتی بومی، ارگانیک و بسیار متنوع در محتوای واقعیت مجازی استفاده کنند.
به گزارش TubeFilter از Linktree، لینکتری که تازه یک سرمایه گذاری نه رقمی که ارزش آن 1.3 میلیارد دلار است به دست آورده است، جزئیاتی را درباره میزان پولی که افراد دیگر به دست می آورند به اشتراک می گذارد.
شرکت link-in-bio که در دسته اینفلوئنسرهای خود رشد سریعی داشته است، گزارش سازندگان 2022 خود را منتشر کرده است. در این گزارش از داده های بیش از 9500 سازنده برای طرح برخی ادعاهای جسورانه در مورد اندازه صنعت ویدیوی آنلاین استفاده شده است. مهمتر از همه، Linktree ادعا میکند که به اصطلاح اقتصاد خالق - جامعه جهانی هنرمندان، متفکران و فعالانی که از محتوای خود در رسانههای اجتماعی درآمدزایی میکنند - اکنون حدود 200 میلیون فرد پولساز را شامل میشود.
این بدان معناست که اگر «اقتصاد خالق» کشور خودش بود، هشتمین کشور پرجمعیت جهان بود. اما حتی اگر دنیایی از مردم وجود داشته باشند که از محتوای خود کسب درآمد می کنند، به این معنی نیست که این سازندگان میلیون ها دلار را به خانه می برند. در واقع، گزارش Linktree خاطرنشان می کند که اکثریت اقتصاد سازندگان متشکل از سازندگان «نیمه حرفه ای» است که بین 1000 تا 10000 دنبال کننده دارند. افرادی که در ستون های میلیونرهای YouTube ما در مورد آنها می خوانید، تنها بخشی از جامعه خلاق اینترنت را نشان می دهند.
پلتفرم سازندگان Collab مستقر در لس آنجلس واکنشی به گزارش سازندگان 2022 ارائه کرد. ۶۸ درصد از سازندگان پاره وقت کمتر از ۱ هزار درآمد دارند. اریک جکس، مدیر ارشد استراتژی Collab در بیانیهای گفت: این تحقیق حیاتی تأکید میکند که خالق بودن چقدر میتواند دشوار باشد و چقدر مهم است که سازندگان شرکا، پلتفرمها و خدماتی را پیدا کنند که فرصتهای کسب درآمد را سادهسازی میکنند. لینکتری دقیقاً این کار را انجام می دهد و به عنوان دروازه ای برای سایر جریان های درآمد عمل می کند که به درآمد ماهانه کمک می کند و کار سازندگان را کمی آسان تر می کند.
در اینجا تعدادی اعداد کلیدی دیگر از یافتههای Linktree ارائه شده است:
معاملات برند همه چیز نیستند.
وقتی می بینید که اینفلوئنسرهای فردی از پست های حمایت شده خود چقدر سود می کنند، به راحتی می توانید توسط علائم دلار کور شوید. در حقیقت، Linktree می گوید که 70٪ از سازندگان کمتر از 10٪ از درآمد خود را از مشارکت با برندها به دست می آورند. اکثر سازندگان مورد بررسی اصلاً در هیچ معامله ای با نام تجاری شرکت نکرده اند، و حتی در میان کسانی که این کار را انجام می دهند، اکثریت آنها کمتر از 100 دلار برای هر پست پولی دریافت می کنند.
Linktree در گزارش خود به نقل از خالق TikTok کیتی گربه مت اشاره کرد. او گفت: «بزرگترین چالش کسب درآمد این است که تصمیم بگیرم چه فرصت هایی با استانداردهای محتوای من مطابقت دارد. "پول به سمت اهداف بلندمدت من عقب نشینی می کند."
داشتن یک طاقچه (niche) خوب است.
دو سوم سازندگان در نمونه Linktree خود را «خالقان خاص» میدانند. این بدان معناست که آنها به بینندگانی خدمت می کنند که علاقه عمیقی به یک موضوع منحصر به فرد دارند.
از آنجایی که سازندگان طاقچه روی موضوعات خاص تمرکز می کنند، مذاکره با چشم انداز محتوای برند برای آنها آسان تر است. طبق گزارش Linktree، شرکتهای نوپا ۲ درصد بیشتر احتمال دارد که در سال ۶ رقم کسب کنند و ۱۱ درصد بیشتر احتمال دارد که حداقل یک قطعه از محتوای مارک را پست کرده باشند.
شروع کار سخت است - و آسان تر نمی شود.
روزی روزگاری، هجوم طلا در صنعت ویدیوی آنلاین وجود داشت، اما این روزها، کاوشگران عجول بیش از هر زمان دیگری رقابت دارند. بیش از یک سوم از سازندگانی که Linktree مورد تجزیه و تحلیل قرار داد، فقط یک سال یا کمتر محتوا تولید کردهاند، و در میان آن «خالقان مبتدی»، تنها 6 درصد از آثار خود بیش از 10000 تولید کردهاند. 59 درصد از آنها اصلاً کسب درآمد را روشن نکرده اند. تقریباً مثل این است که این افراد تازه وارد می توانند از یک سرویس لینک در بیو برای کمک به کسب درآمد استفاده کنند.
البته، حتی اگر آن مبتدیان بتوانند فارغ التحصیل شوند و به طور همه جانبه در تولید محتوا شرکت کنند، چالش های آنها از بین نمی رود. تنها 12 درصد از سازندگان تمام وقت مورد مطالعه Linktree بیش از 50000 دلار در سال درآمد دارند. شاید به همین دلیل است که بسیاری از آنها از بین رفته اند - Linktree اظهار داشت که 13٪ از تمام وقت ها "به شدت/به طور مداوم استرس دارند."
همین چند سال پیش، به سختی می توانستید لپ تاپی با تراشه AMD پیدا کنید. سپس، آنها شروع به جوانه زدن در تعدادی از بهترین نوت بوک هایی کردند که می توانستید بخرید. اکنون، AMD میگوید تراشههایش در سال 2022 در 200 مدل لپتاپ مختلف عرضه میشوند – و با «Mendocino» که به تازگی در کامپیوتکس 2022 معرفی شد، تلاش میکند تا لپتاپ روزمره را بهعنوان یک دستگاه اقتصادی با عمر باتری مناسب «تعریف مجدد کند».
ما نمی دانیم که آیا این ایده را ارائه می دهد یا خیر، اما آنچه که امیدوار کننده است شروع خوبی به نظر می رسد: سری جدیدی از تراشه های لپ تاپ Ryzen که چهار هسته CPU نسل آخر Zen 2 را با آخرین گرافیک RDNA 2 در 6 نانومتری TSMC ترکیب می کند. فرآیندی برای ارائه بیش از 10 ساعت عمر باتری با شارژ - همه با قیمتی بین 399 تا 699 دلار. این شامل دستگاه های ویندوز و کروم بوک می شود.
اکنون، احتمالاً از خود می پرسید: واقعاً 10 ساعت به چه معناست؟ می تواند به معنای هر چیزی باشد؛ سازندگان همیشه تخمین های ظالمانه عمر باتری را نقل می کنند. اما ما حداقل در اینجا یک چارچوب مرجع داریم: رابرت هالوک، مدیر بازاریابی فنی AMD، میگوید: «بیشتر مردم به چهار، پنج، شش ساعت در یک نوت بوک در فضای 399 تا 699 دلاری عادت دارند. ما حداقل 10 ساعت از این نوت بوک ها می خواهیم.
اگر صادقانه بگویم، این اعلامیه کمی دژاوو به من می دهد - یک دهه پیش در همان نمایشگاه کامپیوتکس، AMD به طور مشابه سعی داشت یک تراشه چهار هسته ای با عمر باتری بهتر و گرافیک بهتر را راه اندازی کند. دیگر به عنوان جایگزین ارزان قیمت اینتل دیده نشوید.
اما در آن زمان، تولیدکنندگان لپتاپ این شرکت را جدی نمیگرفتند. اکنون، واضح است که این شرکت دارای نفوذ است زیرا این سازندگان لپتاپ را بعد از لپتاپ مجهز به AMD معرفی میکنند. این شامل یکی از AMD میشود که میگوید دارای طولانیترین عمر باتری در یک معیار اخیر است (HP Elitebook 865 G9، که یکی از پیکربندیهای خاص آن 26.1 ساعت عمر باتری را در MobileMark 2018 مدیریت میکرد)، و مجموعهای از ماشینهای بازی جدید با هر دو CPU AMD. و گرافیک AMD، که با نام تجاری "AMD Advantage" شناخته می شود.
یکی از آنهایی که چشمها را به خود جلب میکند: Corsair امسال با عرضه اولین لپتاپ گیمینگ خود، Corsair Voyager - یک لپتاپ انحصاری AMD، یک Razer میکشد.
رئیس بازیهای AMD، فرانک آزور، میگوید: این اولین لپتاپی است که تا به حال بهعنوان یک راهحل استریم واقعی موبایل طراحی شده است، تا حدی به لطف یک صفحه لمسی ثانویه که مانند Elgato Stream Deck عمل میکند و میتوانید به راحتی آن را در حال حرکت ببرید. (Corsair هر دو Elgato و Origin PC را چند سال پیش خریداری کرد.) صفحه نمایش اصلی یک پنل 16 اینچی 240 هرتزی با FreeSync Premium است.
همچنین یک لنوو لژیون اسلیم 7 16 اینچی جدید با باتری 99.99 وات ساعت با ضخامت 17 میلیمتر، یک نسخه غیر باریک که سنسورهای نیرو در کلیدهای WASD تعبیه شده است و یک نسخه جدید از HP Omen 16 وجود دارد که از نظر فیزیکی بیشتر یکسان است. آن ها ادعا می کنند، اولین لپ تاپی است که با قابلیتی به نام AMD SmartShift Eco عرضه می شود که می تواند به طور خودکار به گرافیک یکپارچه برای طول عمر باتری بیشتر در یک بازی - 60 درصد بیشتر در League of Legends تغییر کند.
کمی تقلب شناسایی شده است
چاپ دقیق نشان میدهد که AMD کمی فریب خورده است، هرچند، گرافیک را به حالت متوسط کاهش داده و لپتاپ را روی حالت «بهترین باتری» (در مقایسه با مشخصات بالا و «بهترین عملکرد») قرار داده تا به این نتیجه برسد.
به طور مشابه، AMD قبلاً در ارائه خود اعلام کرده بود که 2.2 پوندی فوق سبک Asus ZenBook S13 "می تواند بازی های سه گانه A را با سرعت متوسط 60 فریم در ثانیه در 1080p بازی کند" با استفاده از Godfall به عنوان یک مثال، اما چاپ دقیق نشان می دهد که AMD Godfall را در تنظیمات پایین و با تنظیمات پایین اجرا می کند. FidelityFX Super Resolution روشن شد - بنابراین واقعاً 1080p بومی ارائه نمی کرد. (هر چند FSR قطعاً کاربردهای خود را دارد.)
با این حال، اگر یک لپتاپ فوق نازک مانند Lenovo Yoga Slim 7 Pro X بتواند اعدادی را که در زیر میبینید، حتی با مشخصات پایین دریافت کند، به نظر میرسد که نتیجه بسیار مناسبی است.
این یکی دارای گرافیک AMD Ryzen 6800HS و Radeon 680M در داخل است، مشابه تراشه ای که رقبای Steam Deck از اواخر امسال برای رایانه های شخصی بازی دستی خود خواهند آورد. امیدواریم بتوانیم تعدادی از این ادعاها را قبل از آن آزمایش کنیم.